بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله

****

این شد سرنوشت نوکره جا مانده از حرم

جای حلالیت ز همه ، عزا گرفته ام

 

هدیه به شهدای گمنام

پیش نمایش طرح (کلیک کنید)

این طرح رو ابتدا کار کرده بودم که بخاطر یک اشتباه نا جوانمردانه حاصل 11ساعت تلاشم به باد رفت و فایل بازش حذف شد که حذف شد که حذف شد .

shahid 1001

دریافت سایز اصلی :             DOWNLOAD

***

پیش نمایش طرح (کلیک کنید)

لذا از دوباره این طرح رو بازسازی کردم …

shahid 101

دریافت سایز اصلی :             DOWNLOAD

***

پی نوشت :

سایز اصلی       3  در  10  متر

***

معجزه امام حسین (ع) و توفیق شیخ شوشتری(ره)

مقدمه :

قطعا شیخ شوشتری(اعلی الله مقامه الشریف) رو می شناسید ….

ایشون از علمای تراز اول و مرجع تقلید صاحب کرامت و فضائل بودند در تاریخ معاصر …

روایت شده پای منبرهای ایشون چند هزار آدم می نشسته و در هر مجلس از نفس زکیه شیخ در روضه تعدادی از هوش می رفتند ..

کتابی دارند ارزشمند ، مشهور به نام ” الخصايص الحسينيه “ که امروزه بسیار  مورد استفاده مقتل خوانان و مداحان است .

***

عالم و واعظ مشهور و پرهيزگار، جناب شيخ شوشتري حكايت كرده است:

پس از سال ها تحصيل و تعليم علوم ديني، تصميم گرفتم كه به نشر و تدريس آنچه آموخته بودم بپردازم. نجف اشرف را ترك گفتم و راهي وطن شدم و در آن جا به وعظ و ارشاد مردم همت گماشتم. ولي توانايي آن را نداشتم كه موعظه و مصيبت و مانند آن را از حفظ بگويم و لذا در ايام تبليغ كتابي به دست مي گرفتم و با آن منبر مي رفتم. براي روضه، كتاب روضه الشهاده مولي حسين كاشفي را باز مي كردم و روزهاي جمعه كتاب صافي را به منبر مي بردم.

يك سال گذشت. ماه محرم نزديك بود، يك شب به فكر فرو رفتم و با خود گفتم: تا كي از روي كتاب روضه بخوانم و مردم را ارشاد كنم؟ تا كي كتاب به دست باشم؟ بايد راهي پيدا كنم و از اين كار خلاص شوم و بدون كتاب به تبليغ و موعظه بپردازم. آن شب در آن باره سخت انديشيدم. خسته شدم و به خواب رفتم.

در عالم رويا ديدم كه گويي در كربلايم. خيمه هاي امام حسين (عليه السلام) در آن جا برپاست. دشمن در برابرش صف كشيده است. بدان جا رفتم خيمه امام حسين را يافتم. وارد شدم. آن حضرت را ديدم و سلام كردم. پاسخم داد ، احترامم نمود و نزد خود جاي داد. به حبيب بن مظاهر – كه در آن جا بود – فرمودند: اين مرد، ميهمان ماست. آب كه نداريم، ولي آرد و روغن هست. برخيز و خوراكي آماده كن و برايش بياور. حبيب بن مظاهر برخاست و خوراكي آماده كرد و آورد. خوراك را پيش من نهاد. قاشقي در آن بود. چند لقمه اي از آن خوردم. ناگاه از خواب برخاستم. حالتي ديگر داشتم. متوجه شدم كه چنان از مصيبت ها و آثار و موعظه هاي اهل بيت (عليه السلام) آگاه شده ام و آن ها را به حفظ دارم كه هيچ كس چون من تا به حال از آن ها آگاه نبوده است. از آن پس، هر روز بر توانايي و محفوظاتم افزوده مي شد و در تبليغ و تدريس و موعظه به غايت خود رسيدم.

در كربلا چه گذشت؟، ترجمه الخصايص الحسينيه، ص 860

منبع : یار سخن

 

***

بنر فضاسازی یادواره شهدا ، طرح بنر فضاسازی یادواره شهدا ، طرح فضاسازی یادواره شهدا