عصر و زمان بر ما میگذرد و عمر هر لحظه در حال نزدیکی به پایانش دریغ از آنکه تلاش در به کمال رساندن ما بیشتر شود یادتان هست ولیّ ما نوروز پارسال در مشهد چه می فرمودند؟!” اساس حکومت اسلامى و شاخص عمده‌ى این حکومت عبارت است از استقرار ایمان؛ ایمان به خدا، ایمان به تعالیم انبیاء و سلوک در صراط مستقیمى که انبیاء الهى در مقابل پاى مردم قرار دادند. اساس، ایمان است. فرستادن پیامبران الهى براى هدایت انسانها و ایجاد جوامع دینى و الهى در طول تاریخ تا امروز، در درجه‌ى اول براى این مقصود است.”

“اگر امروز نظام جمهورى اسلامى در مقابل نظامهاى گوناگون عالم سخنى براى گفتن دارد، مطلبى براى تحدى در قبال نظامهاى مادى در نظام جمهورى اسلامى وجود دارد، به خاطر همین است که شاخص عمده، ایمان است. امروز بشر به خاطر بى‌ایمانى، دچار منجلابهاى گوناگون زندگى است. بنابراین شاخص عمده، ایمان است. ایمان به خدا و راه خدا و راه انبیاء – که دنبال آن، عمل به این تعالیم است – فقط براى تعالى معنوى نیست…لذا زندگى مادى هم در گروى ایمان به خداست”

امسال فاطمیه زینت بخش روزهای نوی ما در سال جدید شد و عطر فاطمیه برکت را به خانه هایمان آورد گفته اند؛ مادرمان فاطمه در میان درد دلهایشان وگریه هایشان- برای ولیّ – با علی در آن روزهای آخر آیاتی را بر زبان جاری کردند

« ولو أن أهل القری ءامنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض و لکن کذبوا فأخذناهم بما کانوا یکسبون.»

و اگر ساکنان زمین ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند حتماً ما برای آنها برکت های آسمان و زمین را می گشودیم ولی تکذیب کردند و ما هم به سبب دستاردهایشان عذابشان کردیم .الاعراف ۹۶

«فأصابهم سیئات ما کسبوا و الذین ظلموا من هؤلاء سیُصیبهم سیئات ماکسبوا و ماهم بمعجزین.»به زودی تاوان گناهانی که کردند را می بینند و ستمکارانشان به زودی کیفر زشتشان را خواهند دید و هرگز آنان عاجز کننده نیستند.الزمر ۵۱

ما ساکنان زمین در این عصر چه کرده ایم و میکنیم ؟! آیا تقوا را پیشه راه خود قرار داده ایم؟ آیا آن جامعه ی بر پایه پیشرفت و عدالت را ساخته ایم؟ در کجای راهیم؟! تلاشی برای رسیدن به این دو نیاز بشر در کنار هم و به موازات هم میکنیم آیا پیشرفت را برای خود درست معنا کرده ایم؟ آیا عدالت را برای خود درست معنا کرده ایم ؟! نه خیلی از ما در معنای پیشرفت و عدالت دچار اشتباه شده ایم خاطرم هست روزی در کارآموزی سازمان جهاد کشاوزی بودم مهندس سرپرستم مشغول گفتگو با آقایی بود و شکایت از اوضاع بد خود و اوضاع خوب روستاییان و خدماتی که به آنها شده بود میکرد که در انتها ختم کرد به بی تدبیری و اشتباه عمل کردن دولت قبلی. اما وقتی حرفهایش به گوشم میخورد به یاد اردوهای هجرت دانشجویی می افتادم و باهم مقایسه که میکردم واقعا دور از انصاف بود هرچند برخی روستاییان که شاید در چند روستا تعدادشان انگشت شمار است به گفته ایشان اوضاع مالی بالاتر از عالی دارند و پولشان از پارو هم بالاتر می رود و فرزندانشان تفریح و تحصیلاتشان را در بهترین کشورهای خارجی میگذرانند اما نباید آنان را به تمامی قشر روستا نشین تعمیم داد. و در هر جامعه ای همه نوع آدمی با تیپ های شخصیتی متفاوت و شرایط مادی متفاوت دیده میشود نمیتوان یک نفر را به کل تعمیم داد و تمام جامعه روستایی را اینگونه خواند. و اگر ایشان این چیزها مد نظرشان نبود و آن گفته ها را بر زبان آوردند باز هم جای بحث هست  و جایی برای توجیه نیست عدالت یعنی چه؟ یعنى میان انسانها تبعیض وجود نداشته باشد ظلم نباشد . آیا یک روستا نشین تنها برای اینکه زادگاهش در یک نقطه از زمین است که از نظر برخی پایین محسوب میشود لایق داشتن بسیاری از امکانات نیست؟در حالی که این ملاک تعیین خوب و بد بودن نقاط هم حتی اشتباه است.حتی خاطرم هست یکی از دوستان دانشگاهیم را که از من خواست برای۱روز همراهش باشم جایی رفتم که تابحال چنین جایی قدم نگذاشته بودم تجربه ای شد در دفتر زندگیمان. با شخصی برای رسیدگی به کارش صحبت میکرد آن شخص که مسئول رسیدگی به کارش بود تا متوجه شد زادگاه این خانم کجاست و در کجا زندگی میکند حرف زدنش و نگاهش در نظر من ک شخص سوم بودم بسیار باچاشنی تمسخر و تحقیر بود واقعا جای تاسف و ناراحتی داشت مگر غیر از این است که خداوند در قرآن می فرماید: «ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را از شعبه‌های بسیار فرق مختلف گردانیم تا یکدیگر را بشناسید. بزرگوارترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست و خدا از حال شما کاملاً آگاه است.» حجرات آیه ۱۳

آری اگر اکبر خداست همین الله اکبر من و شمای به اصطلاح مسلمان که در روز چندین بار حداقل در نمازهایمان نامش برزبانمان است ، ملاک برتری انسانها را تقوای آنها قرار داده است نه وسایلی که تنها برای رسیدن به خداست. اینها مثالهای در ظاهر کوچک بود و حال باید به احوال خود گریست اگر که این تفاوت ها را از مسئولین کشوری که اسلامی است شاهد باشیم امیدواریم این اعتدال خود اسلام باشد که معنای عدالت را برای ما درست متجلی سازد، انسان و جامعه ای که در حال ساخته شدن است آیادر اصول واقعا معطوف به کمال است؟همانطور که هدف اسلام در این انسان سازی رسیدن به کمالاست و  به رسمیت شناختن خیلی از منافع خصوصی اما نه شادخواری و التذاذ به هر قیمت!؟ آیا به راستی نگاه ما به ارزشها نگاهی مکانیکی نیست؟! بیایم به اهداف خود فکر بکنیم در تفسیر کلمه هدف هرفعلی که از انسان سر بزند دارای هدف است و هدف اعمال انسان یا کسب منفعت است یا دفع ضرر و برای رسیدن به یک هدف باید یک مسیری را طی کرد تا به آن رسید یکی از مراحل همین تصور، اندیشه ،اشتیاق درباره غایت فعل است یعنی به سود و زیان هدفمان بیاندیشیم شوق انجامش را از داشته باشیم با اندیشیدن به سود حقیقی و ماندگار نه واهی که برای انجامش عزمی از جنس فولاد برگزینیم  وقتی خداوند متعال حق است و نه اینکه حق با خدا است پس تصور ما از هدفی که انتخاب کرده ایم نیز باید از ناحیه خدا باشد و مطابق با واقع ،در ساخت حقیقی خود تلاش کنیم روح خود را رشد دهیم در جهت مطلوب زیرا مثال میتوان آورد که تجدد نیز یک روح است که پس از استقرار در یک جامعه تمامی اجزای جامعه به سوی هماهنگی با آن روح واحد حرکت میکنند اما اینکه این روح چقدر در تضاد با حق است خود نشان دهنده حقیقت است امیدوایم که مسئولین کشور ما مقدمات این هدف متعالی -یعنی عدالت و پیشرفت باهم- را برای استقرار کامل فراهم کنند.و ما نیز بدانیم که مکلف به حضور در تمامی میدانها هستیم که نفعی عاید انقلاب و یا ضرری از آن رفع کند هستیم.چه زیبا نوازش میدهد گوشمان را الهی نامه آن عارف بزرگ علامه حسن زاده آملی” إلهی، سالیانی می‌پنداشتم که ما حافظ دین توایم، «أستغفِرُکَ اللهُمَّ !» … فهمیدم که دین تو حافظ ماست، «ألحمدک اللهُمّ!».”


پی نوشت ۱: آخرین روز و ساعت ۴ و ۴۲ ای که از سال ۹۲ داره سپری میشه.

پی نوشت ۲: سالی پر از زیبایی رو براتون آرزو دارم امیدوارم تا انتهای سال ۹۳ فاطمی زندگی کنیم و نفس بکش.

پی نوشت ۳: حلالمون کنید و دعا…