تقدیم به کسی که تازه اندکی شناختمش و دوست دارم بیشتر از او بدانم، تقدیم به هادی آل عبا. تقدیم به امام نقی (علیه السلام).

کور باد چشمی که نتواند پاکی را ببیند….
خاموش باد دهانی که نتواند از پاکی بگوید…
و مرده باد کسی که بخواهد دشمن پاکی شود…
و نقی یعنی پاک …

شهادت امام نقی (علیه السلام) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد…

پیش نمایش طرح (کلیک کنید)

پوستر شهادت امام نقی (علیه السلام)

دریافت سایز اصلی :  DOWNLOAD

 امام نقی (علیه السلام)

دریافت  تایپوی نام مبارک “هادی النقی” :  DOWNLOAD

***

*****

********************

به انضمام :

زندگینامه امام هادی (علیه السلام)

مقام: امام دهم
نام مبارک: علی
لقب معروف: هادی، نقی
کنیه شریف: ابوالحسن
پدر: امام جواد (علیه السلام)
مادر: سمانه
تاریخ ولادت: 15 ذی الحجه سال 212 هجری قمری
محل ولادت: مدینه
مدت امامت : 34 سال
مدت عمر: 42 سال
تاریخ شهادت: 3 رجب سال 254 هجری
قاتل: معتمد عباسی لعنة الله
محل دفن: سامرا

زندگی نامه امام هادی (علیه السلام)
پیشوای دهم شیعیان حضرت امام هادی علیه السلام در سال 212 ه.ق در شهر صریا (نزدیک مدینه) دیده به جهان گشود. پدر ایشان حضرت امام محمدتقی جوادالائمه علیه السلام و مادرشان بانویی فاضله و عفیفه به نام سمانه است. نام مبارک ایشان علی از القابشان نقی، هادی و نجیب؛ و کنیه شان ابوالحسن می باشد.
مدت امامت ایشان حدود 34 سال است یعنی از سال 220 ه.ق (سال شهادت امام جواد علیه السلام) تا سال 254 ه.ق که در شهر سامرا به شهادت رسیدند. پس از شهادت، امام حسن عسکری علیه السلام بر پیکر مطهر پدر خویش نماز گزارد و پس از تشییع جنازه، ایشان را در منزل خویش به خاک سپردند.
در مورد شهادت امام هادی علیه السلام و قاتل آن حضرت اختلاف است: برخی معتمد عباسی را قاتل آن حضرت میدانند (یعنی این واقعه در زمان خلافت معتمد رخ داده است) و به عقیده ی برخی دیگر معتز عباسی، فرمان قتل آن بزرگوار را صادر و معتمد آن را اجرا کرد. (یعنی این واقعه در زمان خلافت معتز روی داده است.)

اوضاع سیاسی زمان امام هادی (علیه السلام)
امام علی النقی الهادی علیه السلام در سال 220 ه.ق به امامت رسیدند. در این زمان ایشان در مدینه بودند و در آنجا به مدت 13 سال وظایف امامت خود را انجام می دادند؛ مردم از این سرچشمه ی حیات معنوی و علمی و فکری سیراب می شدند و ایشان نیز به همه ی امور شیعیان رسیدگی می کردند تا این که متوکل (خلیفه ی وقت) که در دشمنی با ائمه اطهار علیه السلام مشهور بود؛ به خاطر هراسی که از نفوذ و محبوبیت امام علیه السلام در جامعه داشت ایشان را از مدینه به سامرا فراخواند زیرا احساس می کرد که باید امام را از نزدیک تحت نظر بگیرد. پس از آمدن امام به سامرا، اگرچه ایشان ظاهرا آزاد بود اما «متوکل» منزلشان را طوری انتخاب کرده بود که همواره تحت نظر باشند. او به طور مرتب دستور تفتیش منزل ایشان را صادر می کرد و تمام دیدارها و رفت و آمدها توسط نیروهای حکومتی کنترل می شد.
او جو بسیار خفقان آمیزی را بر جامعه حکمفرما کرده بود و سختگیری و فشار زیادی را بر شیعیان اعمال می کرد:
او علویان را در محاصره ی اقتصادی قرار داده بود. به شاعران درباری مال فراوانی می داد تا در اشعار خود به ائمه علیه السلام بی احترامی کنند. او اکثر سادات جلیل القدر آن زمان را دستگیر و زندانی کرده بود. از هولناکترین اقدامات او در دوره ی حکومتش، انهدام و تخریب مرقد امام حسین علیه السلام بود. اوضاع معیشتی مردم و خصوصا علویان در زمان خلفای عباسی مخصوصا متوکل و بقیه ی خلفای هم عصر امام هادی علیه السلام، بسیار دشوار بود زیرا آنان بیت المال مسلمین را صرف خوشگذرانی هایی می کردند که به گواهی تاریخ، هزینه های مربوط به آ نها بی سابقه بوده است.

فعالیت های امام (علیه السلام)
امام هادی علیه السلام با این که شدیدا تحت نظر بود، اما از پای ننشست و فعالیت های خود را به شیوه ای مطابق اوضاع زمان خویش به پیش برد. از مهمترین فعالیت های ایشان این بود که به مردم از راه های گوناگون آگاهی داده و منصب امامت و مقام علمی خود را در طی سخنان خویش و در مناظرات و پرسش و پاسخ های علمی، آشکار کرده و تثبیت کنند. همچنین عدم مشروعیت حکومت بنی عباس را تبیین می کردند. یکی دیگر از محورهای فعالیت امام، آماده کردن مردم و شیعیان نسبت به غیبت حضرت مهدی علیه السلام بود. البته ایشان با نهایت احتیاط و جلوگیری از حساس شدن حکومت، این موضوع را به طور سربسته در ضمن سخنان خویش ذکر می فرمودند.

وضعیت علمی زمان امام (علیه السلام)
در حکومت بنی عباس از طرف خلفا به مسائل علمی و فرهنگی تمایل نشان داده می شد. در این زمان بسیاری از کتب سلیر ملل به عربی ترجمه شد و همین امر موجب شد افکار مردم و اوضاع علمی جامعه متحول شود.
همچنین مکاتب کلامی مانند اشاعره و معتزله رونق گرفته بود و شبهاتی مانند جسمیت خداوند، جبرگرایی مطلق یا اختیار مطلق، حادث یا قدیم بودن قرآن و… مطرح می شد که موضع گیری امام هادی علیه السلام و پاسخ ایشان به چنین شبهاتی، اولا اصالت و حقانیت مواضع شیعه را نشان می داد و ثانیا مسلمین را از گرفتاری در دام چنین شبهاتی حفظ می کرد.

اصحاب امام هادی (علیه السلام)
• فضل بن شاذان: از متکلمان بزرگ شیعه در قرن سوم هجری است که از اصحاب امام هادی علیه السلام به شمار می رود.
• حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام: از سادات جلیل القدری است که نسب شریفش به امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد. او از نظر علمی و عقیدتی مورد تایید امام هادی علیه السلام بود.

زیارت جامعه ی کبیره
از امام هادی علیه السلام چندین دعا و زیارت نامه برجای مانده است که از مشهورترین آنها زیارت جامعه ی کبیره است. این زیارت دارای سند صحیح بوده و از نظر بلاغت نیز در بالاترین درجه قرار دارد. شروح متعددی به فارسی و عربی بر این زیارت نوشته شده است. زیارت جامعه ی کبیره متضمن مفاهیمی بسیار عالی و مطالبی بدیع است.
از دیگر زیارات بر جای مانده از امام هادی علیه السلام، زیارت غدیر است که در آن هم خصوصیات و ویژگی های حضرت علی علیه السلام و هم حادثه ی غدیر ذکر شده است.

منابع

• تحلیلی از تاریخ دوران دهمین خورشید امامت امام هادی علیه السلام، علی رفیعی، مرکز انتشارات حوزه علمیه قم دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1370.
• چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی علیه السلام، عبدالله صالحی، نشر مهدی یار، قم، 1386.
• دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، نشرشهید سعید محبی، 1383.
• زندگانی امام هادی علیه السلام، محمدباقر شریف القرشی، ترجمه غلامحسین انصاری، شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران، 1388.
• زندگانی تحلیلی پیشوایان ما؛ ائمه دوازده گانه علیهم السلام، عادل ادیب، ترجمه اسدالله مبشری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1386.
• سیره ی پیشوایان؛ ن‍گ‍رش‍ی‌ ب‍ر زن‍دگ‍ان‍ی‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی‌، س‍ی‍اس‍ی‌ و ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ ام‍ام‍ان‌ م‍ع‍ص‍وم‌ ع‍ل‍ی‍ه‍م‌ال‍س‍لام‌، مهدی پیشوایی، با مقدمه جعفر سبحانی، موسسه امام صادق علیه السلام، قم، 1372.

*************

زیارت جامعه کبیره یادگار امام هادی (علیه السلام) + متن زیارت + ترجمه + صوت

زیارت جامعه کبیره از زبان امام علی النقی (علیه السلام) امام دهم شیعیان و در پاسخ به خواسته ی یکی از شیعیان صادر شده، اگر چه به شیوه خطابی و گفتاری است، اما در حقیقت بیانگر جایگاه امامت در تشیع است.

این زیارت را شیخ طوسی در تهذیب و صدوق در فقه و عیون اخبار الرضا به سند خود از شخصی به نام نخعی نقل کردند که شخصی به امام هادی (علیه السلام) گفت: ای فرزند رسول خدا، مراگفتاری بیاموز که هر وقت خواستم هر یک از شما را زیارت کنم همان سخن را در محضرش بگویم.

پاسخ امام هادی (علیه السلام) چنین بود: هر زمانی که به آستان امام رسیدی در آن جا بایست و شهادتین را در حال غسل و طهارت بر زبان جاری کن، وقتی نگاهت به قبر افتاد نخست 30 مرتبه الله اکبر بگو و چند قدم راه برو با آرامش بسیار و سپس 30 مرتبه دیگر تکبیر را بر زبان جاری کن و نزدیک شو و 40 بار دیگر تکبیر را تکرار کن تا 100 مرتبه کامل شود و آنگاه زیارت جامعه کبیره را قرائت کن.
در این زیارت به رابطه امامان با خداوند و به جایگاه خود در نظر  امامان شیعه پرداخته شده، عملکرد امامان در اجرای دین اسلام و اینکه حق همراه اهل بیت (علیهم السلام) است و هرگز از آنها جدا شدنی نیست و هر که از آنها دور شود گمراه می شود و امامان به عنوان شاهراه راست و گواهان در دین و آن امانتی هستند که حفظش بر مردم واجب است.

(منبع: باشگاه خبرنگاران)

متن زیارت جامعه کبیره

شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه و عیون اخبار الرضا از موسى بن عبد اللّه نخعى روایت کرده که گفت‏ خدمت حضرت هادى علیه السّلام عرض کردم: یابن رسول اللّه، مرا زیارتى با بلاغت تعلیم فرما که کامل باشد، تا اینکه هرگاه خواستم یکى از شما را زیارت کنم، آن را بخوانم. فرمود: چون به درگاه حرم رسیدى، بایست و شهادتین را بگو یعنى:

اَشهَدُاَن لا اِلهَ اِلَّا اللّه وَحدَهُ لا شَریکَ لهُ ، وَ اَشهَدُاَنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ

گواهى می دهم که معبودى جز خدا نیست، یگانه و شریکى ندارد، و گواهى می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست.
در این هنگام‏ باید با حالت غسل باشى، چون داخل حرم شوى، و قبر را ببینى بایست و سى مرتبه اللّه اکبر بگو، سپس اندکى با آرامش و وقار راه برو، و در این راه رفتن، گامها را نزدیک یک‏دیگر گذار، آنگاه بایست و سى مرتبه اللّه اکبر بگو، پس نزدیک قبر مطهّر برو و چهل مرتبه اللّه اکبر بگو، تا صد تکبیر کامل شود. و شاید چنان‏که مجلسى اول فرموده: وجه این صد تکبیر این باشد، که اکثر طبایع مردم مایل به غلّو در حق محبوبان خود هستند، مبادا از عبارات امثال این زیارت گرفتار غلو و افراط در اعتقاد و سخن شوند، یا از بزرگى حق تعالى غافل گردند یا غیر این امور. پس بگو:

السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِکَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْیِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْکَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِیَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْیَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْکَانَ الْبِلادِ وَ أَبْوَابَ الْإِیمَانِ وَ أُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ وَ سُلالَةَ النَّبِیِّینَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلِینَ وَ عِتْرَةَ خِیَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ مَصَابِیحِ الدُّجَى وَ أَعْلامِ التُّقَى وَ ذَوِی النُّهَى

سلام بر شما اى اهل بیت نبوّت، و جایگاه رسالت، و عرصه رفت‏ و آمد فرشتگان، و مرکز فرود آمدن وحى‏ و معدن رحمت،و خزانه‏ داران بهشت، و نهایت بردبارى، و ریشه‏ هاى کرم، و رهبران امّت ها، و سرپرستان‏ نعمت ها، و بنیادهاى نیکان، و استوانه‏ هاى خوبان، و رهبران سیاسى بندگان، و پایه‏ هاى کشورها، و درهاى‏ ایمان، و امینان خداى رحمان، و چکیده پیامبران، و برگزیده رسولان، و عترت بهترین گزیده پروردگار جهانیان‏ و رحمت و برکات خدا بر آنان باد، سلام بر پیشوایان هدایت، و چراغهاى تاریکى، و پرچم هاى پرهیزگارى، و صاحبان‏ خرد،

وَ أُولِی الْحِجَى وَ کَهْفِ الْوَرَى وَ وَرَثَةِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمَثَلِ الْأَعْلَى وَ الدَّعْوَةِ الْحُسْنَى وَ حُجَجِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَسَاکِنِ بَرَکَةِ اللَّهِ وَ مَعَادِنِ حِکْمَةِ اللَّهِ وَ حَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ وَ حَمَلَةِ کِتَابِ اللَّهِ وَ أَوْصِیَاءِ نَبِیِّ اللَّهِ وَ ذُرِّیَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

و دارندگان خد زیرکى، و پناهگاه مردمان، و وارثان پیامبران، و نمونه برتر، و دعوت نیکوتر و حجّت هاى خدا بر اهل دنیا و آخرت و این جهان، و رحمت و برکات خدا بر آنان باد، سلام بر جایگاه هاى‏ شناخت خدا، و مسکن هاى برکت خدا، و معدن هاى حکمت خدا، و نگهبانان راز خدا، و حاملان کتاب‏ خدا، و جانشینان پیامبر خدا، و فرزندان رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش)، و رحمت و برکات خدا بر آنان باد

السَّلامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَ الْأَدِلاءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَقِرِّینَ [وَ الْمُسْتَوْفِرِینَ‏] فِی أَمْرِ اللَّهِ وَ التَّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ الْمُخْلِصِینَ فِی تَوْحِیدِ اللَّهِ وَ الْمُظْهِرِینَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ وَ عِبَادِهِ الْمُکْرَمِینَ الَّذِینَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ وَ السَّادَةِ الْوُلاةِ وَ الذَّادَةِ الْحُمَاةِ وَ أَهْلِ الذِّکْرِ وَ أُولِی الْأَمْرِ وَ بَقِیَّةِ اللَّهِ وَ خِیَرَتِهِ وَ حِزْبِهِ وَ عَیْبَةِ عِلْمِهِ

سلام بر دعوت‏ کنندگان به سوى خدا، و راهنمایان بر خشنودى خدا، و استقرار یافتگان در امر خدا، و کاملان‏ در محبّت خدا، و مخلصان در توحید خدا، و آشکارکنندگان امر و نهى خدا، و بندگان گرامى خدا آنان‏که به گفتار بر خدا پیشى نمى‏ گیرند،و به دستورش عمل می ‏کنند،و رحمت و برکات خدا بر آنان باد، سلام بر پیشوایان‏ دعوت کننده، و پیشروان هدایت کننده، و سروران سرپرست، و مدافعان حمایت کننده، و اهل ذکر و صاحبان فرمان‏ و باقیمانده خدا و برگزیدگان او، و گروه و صندوق دانش حق،

وَ حُجَّتِهِ وَ صِرَاطِهِ وَ نُورِهِ [وَ بُرْهَانِهِ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ کَمَا شَهِدَ اللَّهُ لِنَفْسِهِ وَ شَهِدَتْ لَهُ مَلائِکَتُهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ وَ رَسُولُهُ الْمُرْتَضَى أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِیُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُکَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِیعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ،

و حجّت و راه و نور و برهان خدا، و رحمت و برکات خدا بر آنان باد، گواهى مى‏ دهم که معبودى جز خدا نیست،ی گانه است، و براى او شریکى نیست، چنان‏که خدا براى خویش گواهى داده، فرشتگانش و دانشمندان از بندگانش براى او گواهى دادند، معبودى جز او نیست، عزیز و حکیم است، و گواهى مى‏ دهم که محمد بنده‏ برگزیده، و فرستاده پسندیده اوست، او را به هدایت و دین حق فرستاد، تا بر همه آیین ها پیروزش گرداند هرچند مشرکان‏ ناخوش دارند، و گواهى مى‏ دهم که شمایید پیشوایان راهنما، راه‏یافته، معصوم، مکرّم، مقرّب‏ پرهیزگار، راستگو، برگزیده، فرمانبردار خدا، قیام کننده به فرمانش، عمل کننده به خواسته‏ اش‏

الْفَائِزُونَ بِکَرَامَتِهِ اصْطَفَاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضَاکُمْ لِغَیْبِهِ وَ اخْتَارَکُمْ لِسِرِّهِ وَ اجْتَبَاکُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ أَعَزَّکُمْ بِهُدَاهُ وَ خَصَّکُمْ بِبُرْهَانِهِ وَ انْتَجَبَکُمْ لِنُورِهِ [بِنُورِهِ‏] وَ أَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ وَ رَضِیَکُمْ خُلَفَاءَ فِی أَرْضِهِ وَ حُجَجا عَلَى بَرِیَّتِهِ وَ أَنْصَارا لِدِینِهِ وَ حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعا لِحِکْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْیِهِ وَ أَرْکَانا لِتَوْحِیدِهِ وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَعْلاما لِعِبَادِهِ وَ مَنَارا فِی بِلادِهِ وَ أَدِلاءَ عَلَى صِرَاطِهِ عَصَمَکُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَکُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَکُمْ مِنَ الدَّنَسِ

دست‏یافته به کرامتش، شما را با دانشش برگزید، و براى غیبش پسندید، و براى رازش انتخاب کرد، و به قدرتش اختیار کرد، و به هدایتش عزیز نمود، و برهانش اختصاص داد، و براى نورش برگزید، و به روحش تأیید فرمود و شما را پسندید براى جانشینى در زمینش، و دلایل محکمى بر مخلوقاتش، و یاورانى براى دینش، و نگهبانانى براى رازش، و خزانه‏ دارانى‏ براى دانشش، و محل نگهدارى براى حکمتش، و مفسّران وحیش، و پایه‏ هاى یگانه‏ پرستى‏ اش،و گواهانى بر خلقش‏ و پرچشم هایى براى بندگانش، و مراکز نورى در کشورهایش، و راهنمایانى بر راهش،خدا شما را از لغزش ها حفظ کرد، و از فتنه‏ ها ایمن داشت، و از آلودگى پاک کرد،

وَ أَذْهَبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَکُمْ تَطْهِیرا فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ وَ أَکْبَرْتُمْ شَأْنَهُ وَ مَجَّدْتُمْ کَرَمَهُ وَ أَدَمْتُمْ [أَدْمَنْتُمْ‏] ذِکْرَهُ وَ وَکَّدْتُمْ [ذَکَّرْتُمْ‏] مِیثَاقَهُ وَ أَحْکَمْتُمْ عَقْدَ طَاعَتِهِ وَ نَصَحْتُمْ لَهُ فِی السِّرِّ وَ الْعَلانِیَةِ وَ دَعَوْتُمْ إِلَى سَبِیلِهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ بَذَلْتُمْ أَنْفُسَکُمْ فِی مَرْضَاتِهِ وَ صَبَرْتُمْ عَلَى مَا أَصَابَکُمْ فِی جَنْبِهِ [حُبِّهِ‏] وَ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ جَاهَدْتُمْ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّى أَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ وَ بَیَّنْتُمْ فَرَائِضَهُ وَ أَقَمْتُمْ حُدُودَهُ وَ نَشَرْتُمْ [وَ فَسَّرْتُمْ‏] شَرَائِعَ أَحْکَامِهِ وَ سَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ وَ صِرْتُمْ فِی ذَلِکَ مِنْهُ إِلَى الرِّضَا وَ سَلَّمْتُمْ لَهُ الْقَضَاءَ

و پلیدى را از شما ببرد، و پاکتان نمود، پاک‏ کردنى شایسته‏ پس شما هم عظیم شمردید، شوکتش را، و بزرگ دانستید مقامش را، و ستودید کرمش را، و ادامه دادید ذکرش را، و استوار نمودید پیمانش را، و محکم کردید گره طاعتش را، و در نهان و آشکار براى او خیرخواهى نمودید، و مردم را با حکمت و پند نیکو به راه او دعوت کردید، و جان خود را در خشنودى او نثار نمودید، و بر آنچه در کنار او به شما در رسید صبر کردید و نماز را بپا داشتید، و زکات پرداختید، و به معروف امر نمودید، و از منکر نهى کردید، و جهاد فى اللّه‏ نمودید، آن‏گونه که شایسته بود، تا دعوتش را آشکار کردید، و واجباتش را بیان فرمودید، و حدودش را بر پا داشتید، و قوانین احکامش‏ را پخش نمودید، و روش او را انجام دادید، و در این امور از جانب خدا به مقام رضا در رسیدید، و تسلیم قضاى او گشتید،

وَ صَدَّقْتُمْ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ مَضَى فَالرَّاغِبُ عَنْکُمْ مَارِقٌ وَ اللازِمُ لَکُمْ لاحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِی حَقِّکُمْ زَاهِقٌ وَ الْحَقُّ مَعَکُمْ وَ فِیکُمْ وَ مِنْکُمْ وَ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ وَ مِیرَاثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَکُمْ وَ إِیَابُ الْخَلْقِ إِلَیْکُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَیْکُمْ وَ فَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَکُمْ وَ آیَاتُ اللَّهِ لَدَیْکُمْ وَ عَزَائِمُهُ فِیکُمْ وَ نُورُهُ وَ بُرْهَانُهُ عِنْدَکُمْ وَ أَمْرُهُ إِلَیْکُمْ مَنْ وَالاکُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاکُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ [وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ‏] وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ،

و رسولان گذشته او را تصدیق نمودید، پس روگردان از شما خارج از دین، و ملازمتان ملحق شونده به شما، و کوتاهى کننده در حقّتان قرین نابودى است، و حق همراه شما و در شما و از شما و به سوى شماست، و شما اهل حق و سرچشمه آن هستید و میراث نبوّت نزد شماست، و بازگشت خلق به سوى شما، و حسابشان با شماست، و سخن جدا کننده حق از باطل‏ نزد شماست، آیات خدا پیش شما، و تصیمات قطعى‏ اش در شما، و نور و برهانش نزد شماست، و امر او متوجه شماست، آن‏ که شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته، و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته، و هر که به شما محبّت ورزید به خدا محبت ورزیده‏ و هرکه با شما کینه‏ توزى نمود، با خدا کینه‏ ورزى نموده است، و هرکه به شما چنگ زد، به خدا چنگ زده است،

أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ [السَّبِیلُ الْأَعْظَمُ‏] وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَ الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ وَ الْآیَةُ الْمَخْزُونَةُ وَ الْأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ مَنْ أَتَاکُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ یَأْتِکُمْ هَلَکَ إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَ عَلَیْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ وَ بِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إِلَى سَبِیلِهِ تُرْشِدُونَ وَ بِقَوْلِهِ تَحْکُمُونَ سَعِدَ مَنْ وَالاکُمْ وَ هَلَکَ مَنْ عَادَاکُمْ وَ خَابَ مَنْ جَحَدَکُمْ وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَکُمْ وَ فَازَ مَنْ تَمَسَّکَ بِکُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَیْکُمْ وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَکُمْ وَ هُدِیَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ مَنِ اتَّبَعَکُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَ مَنْ خَالَفَکُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ وَ مَنْ جَحَدَکُمْ کَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَکُمْ مُشْرِکٌ ،

شمایید راه راست‏ تر و گواهان خانه فنا، و شفیعان خانه بقا، و رحمت پیوسته، و نشانه انباشته‏ و امانت نگاه داشته، و درگاه حقّى که مردم به آن آزموده مى‏ شوند،آنکه به سوى شما آمد نجات یافت، و هرکه نیامد هلاک شد، شما مردم را به سوى خدا مى‏ خوانید، و به وجود او راهنمایى مى‏ کنید، و همواره در حال ایمان به او هستید، و تسلیم او مى‏ باشید، و به فرمانش عمل مى‏ کنید، و به راهش ارشاد مى‏ نمایید و به گفته‏ اش حکم مى‏ کنید، هرکه شما را دوست داشت، خوشبخت شد، و هرکه شما را دشمن داشت به هلاکت رسید، و هر که شما را انکار کرد زیانکار شد و هرکه از شما جدایى‏ نمود گمراه گشت، هرکه به شما تمسّک جست به رستگارى رسید، و هرکه به شما پناه آورد ایمنى یافت، کسى‏ که شما را تصدیق نمود سالم ماند، و هرکه متمسّک به شما شد هدایت یافت، کسى‏ که از شما پیروی کرد،بهشت جاى اوست، و هرکه با شما مخالفت ورزید، آتش جایگاه اوست، هرکه منکر شما شد کافر است، و هر که با شما جنگید مشرک است،

وَ مَنْ رَدَّ عَلَیْکُمْ فِی أَسْفَلِ دَرْکٍ مِنَ الْجَحِیمِ أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا سَابِقٌ لَکُمْ فِیمَا مَضَى وَ جَارٍ لَکُمْ فِیمَا بَقِیَ وَ أَنَّ أَرْوَاحَکُمْ وَ نُورَکُمْ وَ طِینَتَکُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَارا فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّى مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَ جَعَلَ صَلاتَنَا [صَلَوَاتِنَا] عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طِیبا لِخَلْقِنَا [لِخُلُقِنَا] وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً [بَرَکَةً] لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا فَکُنَّا عِنْدَهُ مُسَلِّمِینَ بِفَضْلِکُمْ وَ مَعْرُوفِینَ بِتَصْدِیقِنَا إِیَّاکُمْ فَبَلَغَ اللَّهُ بِکُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمِینَ

و هر که شما را ردّ کرد، در پست ‏ترین جایگاه از دوزخ است،گواهى مى‏ دهم که این شأن و مقام درگذشته براى شما پیشى داشت‏ و برایتان در آینده زمان جارى است، و همانا ارواح و نور و سرشت شما یکى است، پاکیزه و پاک شد، برخى از آن از برخى‏ دیگر است، خدا شما را نورهایى آفرید، و گرداگرد عرش خود قرار داد، تا با آوردنشان به دنیا بر ما منّت نهاد، و قرارتان داد در خانه‏ هایى‏ که اجازه داد رفعت یابند و نام او در آنها ذکر شود، و درودهاى ما بر شما قرار داد، و آنچه ما را از ولایت شما به آن‏ مخصوص داشت، مایه پاکى براى خلقت ما، و طهارت براى جان ما، و تزکیه براى وجود ما، و کفاره گناهان ماست، پس ما در نزد خدا از تسلیم شدگان به فضل شما، و شناخته‏ شدگان به تصدیق جایگاه شما بودیم، خدا شما را به شریف ترین جایگاه گرامیان‏

وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِینَ حَیْثُ لا یَلْحَقُهُ لاحِقٌ وَ لا یَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لا یَسْبِقُهُ سَابِقٌ وَ لا یَطْمَعُ فِی إِدْرَاکِهِ طَامِعٌ حَتَّى لا یَبْقَى مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لا صِدِّیقٌ وَ لا شَهِیدٌ وَ لا عَالِمٌ وَ لا جَاهِلٌ وَ لا دَنِیٌّ وَ لا فَاضِلٌ وَ لا مُؤْمِنٌ صَالِحٌ وَ لا فَاجِرٌ طَالِحٌ وَ لا جَبَّارٌ عَنِیدٌ وَ لا شَیْطَانٌ مَرِیدٌ وَ لا خَلْقٌ فِیمَا بَیْنَ ذَلِکَ شَهِیدٌ إِلا عَرَّفَهُمْ جَلالَةَ أَمْرِکُمْ وَ عِظَمَ خَطَرِکُمْ وَ کِبَرَ شَأْنِکُمْ وَ تَمَامَ نُورِکُمْ وَ صِدْقَ مَقَاعِدِکُمْ وَ ثَبَاتَ مَقَامِکُمْ،

و برترین منازل مقرّبان، و رفیع‏ ترین درجات فرستادگان برساند، چنان‏که از پى‏ رسنده‏ اى به آن نرسد، و بالا رونده‏ اى به آن راه نیابد، و سبقت‏ گیرنده‏ اى از آن پیشى نجوید، و طمع کننده‏ اى در یافتن آن طمع نورزد، از آن جا که باقى نمى‏ ماند ملک مقرّبى، و نه پیامبر مرسلى، و نه صدّیقى و نه شهیدى و نه دانایى و نه نادانى و نه پستى و نه والایى، و نه مؤمن‏ شایسته‏ اى، و نه فاجر بدکارى، و نه گردن کش لجوجى، و نه شیطان نافرمانى، و نه خلق دیگرى که در این میان گواه باشد مگر اینکه خدا بر آنان بشناساند، جلالت امر شما، و عظمت مقام، و بزرگى شأن، و کامل بودن نور، و درستى مسندها و ثابت بودن مقام،

وَ شَرَفَ مَحَلِّکُمْ وَ مَنْزِلَتِکُمْ عِنْدَهُ وَ کَرَامَتَکُمْ عَلَیْهِ وَ خَاصَّتَکُمْ لَدَیْهِ وَ قُرْبَ مَنْزِلَتِکُمْ مِنْهُ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ أُسْرَتِی أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُکُمْ أَنِّی مُؤْمِنٌ بِکُمْ وَ بِمَا آمَنْتُمْ بِهِ کَافِرٌ بِعَدُوِّکُمْ وَ بِمَا کَفَرْتُمْ بِهِ مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِکُمْ وَ بِضَلالَةِ مَنْ خَالَفَکُمْ مُوَالٍ لَکُمْ وَ لِأَوْلِیَائِکُمْ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِکُمْ وَ مُعَادٍ لَهُمْ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ مُطِیعٌ لَکُمْ عَارِفٌ بِحَقِّکُمْ ،

و شرافت موقعیت، و منزلت شما را نزد خویش، و کرامتتان را بر او، و خصوصیتى که نزد او دارید و نزدیکى مقامى که نسبت به او براى شماست، پدر و مادرم و اهل و مال و طایفه‏ ام فداى شما، خدا و شما را گواه مى‏ گیرم، که من به شما و به آنچه شما ایمان آوردید باور دارم، نسبت به دشمنتان و آنچه را شما به آن کفر ورزیدید کافرم، بینایم به مقام شما، و به گمراهى آنکه‏ با شما مخالفت کرد، دوستدار شما و دوستان شمایم، خشمناک نسبت به دشمنان شما و دشمن آنانم، در صلحم با هرکه با شما در صلح است‏ و در جنگم با هر که با شما جنگید، حق مى‏ دانم آنچه را شما حق دانستید، و باطل مى‏ دانم آنچه را شما باطل دانستید، به فرمان شمایم، عارف به حقّتان هستم،

مُقِرٌّ بِفَضْلِکُمْ مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِکُمْ مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِکُمْ مُعْتَرِفٌ بِکُمْ مُؤْمِنٌ بِإِیَابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ آخِذٌ بِقَوْلِکُمْ عَامِلٌ بِأَمْرِکُمْ مُسْتَجِیرٌ بِکُمْ زَائِرٌ لَکُمْ لائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِکُمْ مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِکُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِکُمْ إِلَیْهِ وَ مُقَدِّمُکُمْ أَمَامَ طَلِبَتِی وَ حَوَائِجِی وَ إِرَادَتِی فِی کُلِّ أَحْوَالِی وَ أُمُورِی مُؤْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَ عَلانِیَتِکُمْ وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْ وَ مُفَوِّضٌ فِی ذَلِکَ کُلِّهِ إِلَیْکُمْ وَ مُسَلِّمٌ فِیهِ مَعَکُمْ،

برترى شما اقرار دارم، تحملّ کننده دانش شمایم، پرده‏ نشین پیمان و حرمت شما مى باشم، به شما معترفم، به بازگشت تان مؤمنم، رجعت تان را تصدیق دارم‏ چشم به راه فرمان شمایم، در انتظار حکومت شما به سر مى‏ برم، گیرینده گفته شما هستم، عمل کننده به فرمان شما مى‏ باشم، پناهنده به شمایم، زائر شما هستم، ملتجى و پناهنده به قبر شمایم، خواهنده شفاعت به درگاه خداى عزّ و جلّ به وسیله شما مى‏ باشم، و به سوى او به سبب شما تقرّب مى‏ جویم، و مقدّم کننده شما پیش روزى‏ خواسته‏ ام و حاجاتم و ارادتم در همه احوال و امورم، به نهان و آشکارتان، و حاضر وغائبتان، و اوّل و آخرتان ایمان دارم، و در همه این ها واگذارنده کار به شمایم، و در این ها به همراه شما تسلیم،

وَ قَلْبِی لَکُمْ مُسَلِّمٌ وَ رَأْیِی لَکُمْ تَبَعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى یُحْیِیَ اللَّهُ تَعَالَى دِینَهُ بِکُمْ وَ یَرُدَّکُمْ فِی أَیَّامِهِ وَ یُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ وَ یُمَکِّنَکُمْ فِی أَرْضِهِ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لا مَعَ غَیْرِکُمْ [عَدُوِّکُمْ‏] آمَنْتُ بِکُمْ وَ تَوَلَّیْتُ آخِرَکُمْ بِمَا تَوَلَّیْتُ بِهِ أَوَّلَکُمْ وَ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ مِنَ الْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ الشَّیَاطِینِ وَ حِزْبِهِمُ الظَّالِمِینَ لَکُمْ [وَ] الْجَاحِدِینَ لِحَقِّکُمْ وَ الْمَارِقِینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ وَ الْغَاصِبِینَ لِإِرْثِکُمْ [وَ] الشَّاکِّینَ فِیکُمْ [وَ] الْمُنْحَرِفِینَ عَنْکُمْ وَ مِنْ کُلِّ وَلِیجَةٍ دُونَکُمْ وَ کُلِّ مُطَاعٍ سِوَاکُمْ وَ مِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذِینَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ فَثَبَّتَنِیَ اللَّهُ أَبَدا مَا حَیِیتُ عَلَى مُوَالاتِکُمْ وَ مَحَبَّتِکُمْ وَ دِینِکُمْ وَ وَفَّقَنِی لِطَاعَتِکُمْ وَ رَزَقَنِی شَفَاعَتَکُمْ ،

دلم‏ تسلیم شماست، رأیم تابع شماست، و یارى‏ ام براى شما مهیّاست، تا زمانى که خدا دینش را به وسیله شما زنده کند، و شما را در ایّامش بازگرداند، و براى عدالتش آشکارتان نماید، و در زمینش پابر جایتان فرماید، پس با شمایم با شما، نه با غیر شما به شما ایمان آوردم، آخرىن شما را دوست دارم، همانطور که اوّلین شما را دوست داشتم، به سوى خدا از دشمنانتان بیزارى مى‏ جویم و و نیز بیزارى نمودم از جبت و طاغوت و شیاطین و گروهشان، آن ستم‏ کنندگان به شما، و منکران حقّتان، و خارج‏ شدگان از ولایت تان،و غصب‏ کنندگان میراث تان، و شک‏ کنندگان در حقانیت تان، و منحرف‏ شوندگان از حضرت تان، و از هر آنچه‏ به غیر شما وارد در دین شده و از دین نیست، و از هر اطاعت شده‏ اى جز شما، و از رهبرانى که مردم را به آتش دوزخ مى‏ خوانند، پس خدا همیشه پابرجایم‏ بدارد، تا که زنده‏ ام بر مولات و محبّت و دین شما، و به اطاعت از شما موفّقم فرماید، و شفاعت شما را نصیبم کند

وَ جَعَلَنِی مِنْ خِیَارِ مَوَالِیکُمْ التَّابِعِینَ لِمَا دَعَوْتُمْ إِلَیْهِ وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثَارَکُمْ وَ یَسْلُکُ سَبِیلَکُمْ وَ یَهْتَدِی بِهُدَاکُمْ وَ یُحْشَرُ فِی زُمْرَتِکُمْ وَ یَکِرُّ فِی رَجْعَتِکُمْ وَ یُمَلَّکُ فِی دَوْلَتِکُمْ وَ یُشَرَّفُ فِی عَافِیَتِکُمْ وَ یُمَکَّنُ فِی أَیَّامِکُمْ وَ تَقَرُّ عَیْنُهُ غَدا بِرُؤْیَتِکُمْ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُمْ مَوَالِیَّ لا أُحْصِی ثَنَاءَکُمْ وَ لا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَکُمْ وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْیَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ [اللَّهُ‏] وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ ،

و مرا از برگزیدگان دوستان قرار دهد، و از پیروى‏ کنندگان نسبت به آنچه شما به آن دعوت کردید، و مرا از آنانى قرار دهد که از آثار شما متابعت مى‏ کنند و به راه شما مى‏ روند، و به هدایت شما هدایت مى‏ جویند، و در گروه شما محشور مى‏ شوند، و در زمان رجعتتان دوباره به دنیا بازمى‏ گردد، و در دولت شما به‏ فرمانروایى مى‏ رسند، و در دوران سلامت کامل شما مفتخر مى‏ گردند، و در روزگار شما اقتدار مى‏ یابند، و فردا چشمشان به دیدار شما روشن مى‏ شود، پدر و مادر و جان و خانواده و مالم فداى شما، هرکه آهنگ خدا کند، به وسیله شما آغاز مى‏ کند، و هرکه او را به یکتایى پرستد، طریق توحیدش را از شما مى‏ پذیرد، و هرکه قصد حق کند. به شما توجه مى‏ نماید، اى سرورانم، نمى‏ توانم ثناى شما را شماره کنم، و در امر مداح گفتن قدرت رسیدن به حقیقت شما را ندارم، و در مقام وصف نمودن، توانایى بیان منزلت شما در من نیست، و حال آنکه شما نور خوبان و هادیان نیکان و حجّت هاى خداى جبّارید، خدا با شما آغاز کرد، و با شما ختم مى‏ کند، و به خاطر شما باران فرو مى‏ ریزد،
وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّرَّ وَ عِنْدَکُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلائِکَتُهُ وَ إِلَى جَدِّکُمْ

و تنها براى شما آسمان را از اینکه بر زمین فرو افتد نگاه مى‏ دارد، مگر با اجازه خودش، و به وسیله شما اندوه را مى‏ زداید، و سختى را برطرف مى‏ نماید، و نزد شماست آنچه را بر رسولانش نازل فرموده، و فرشتگانش به زمین فرود آورده‏ اند، و به جانب جد شما.

(و اگر زیارت امیر مؤمنان علیه السّلام‏ باشد،به جاى«والى جدّکم»بگو: وَ إِلَى أَخِیکَ )بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِینُ آتَاکُمُ اللَّهُ مَا لَمْ یُؤْتِ أَحَدا مِنَ الْعَالَمِینَ طَأْطَأَ کُلُّ شَرِیفٍ لِشَرَفِکُمْ وَ بَخَعَ کُلُّ مُتَکَبِّرٍ لِطَاعَتِکُمْ وَ خَضَعَ کُلُّ جَبَّارٍ لِفَضْلِکُمْ وَ ذَلَّ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لَکُمْ وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِکُمْ وَ فَازَ الْفَائِزُونَ بِوِلایَتِکُمْ بِکُمْ یُسْلَکُ إِلَى الرِّضْوَانِ وَ عَلَى مَنْ جَحَدَ وِلایَتَکُمْ غَضَبُ الرَّحْمَنِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی ذِکْرُکُمْ فِی الذَّاکِرِینَ وَ أَسْمَاؤُکُمْ فِی الْأَسْمَاءِ وَ أَجْسَادُکُمْ فِی الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُکُمْ فِی الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُکُمْ فِی النُّفُوسِ وَ آثَارُکُمْ فِی الْآثَارِ وَ قُبُورُکُمْ فِی الْقُبُورِ فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَکُمْ وَ أَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَکُمْ وَ أَوْفَى عَهْدَکُمْ [وَ أَصْدَقَ وَعْدَکُمْ‏] کَلامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَ وَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُکُمُ الْخَیْرُ وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ ،

(و به سوى برادرت) روح الامین برانگیخته شد، خدا آنچه به شما عنایت کرده‏ به احدى از جهانیان مرحمت نفرموده، هر شرافتمندى در برابر شما سر به زیر انداخته، و هر متکبّرى در مقابل طاعت شما گردن نهاده، و هر جبّارى نسبت‏ به برترى شما فروتن گشته است، و هر چیزى براى شما خوار شده است، و زمین به نورتان روشن گشت، و رسیدگان به ولایت شما رستگار شدند با شما راه به سوى بهشت را مى‏ توان پیمود، خشم حضرت رحمان است بر کسى‏ که منکر ولایت شما شد، پدر و مادر و جان و اهل‏ و مالم فداى شما باد، یاد شما در قلوب یادکنندگان، و نامتان در نام ها، و تن هایتان در تن‏ ها، و ارواحتان در ارواح، و جان هایتان در جان ها، و آثارتان در آثار، و قبرهایتان در قبرهاست، چه‏ شیرین است نام هایتان، و گرامى است جان هایتان، و بزرگ است مقامتان، و عظیم است مرتبه بلندتان، و با وفاست پیمانتان، و راست است‏ وعده‏ تان، سخن شما نور، و دستورتان راهنما، و سفارشتان تقوا، و کارتان خیر، و روشتان‏ احسان،

وَ سَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ وَ شَأْنُکُمُ الْحَقُّ وَ الصِّدْقُ وَ الرِّفْقُ وَ قَوْلُکُمْ حُکْمٌ وَ حَتْمٌ وَ رَأْیُکُمْ عِلْمٌ وَ حِلْمٌ وَ حَزْمٌ إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی کَیْفَ أَصِفُ حُسْنَ ثَنَائِکُمْ وَ أُحْصِی جَمِیلَ بَلائِکُمْ وَ بِکُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْکُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَکَاتِ وَ مِنَ النَّارِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی بِمُوَالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَ أَصْلَحَ مَا کَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا وَ بِمُوَالاتِکُمْ تَمَّتِ الْکَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ،

و اخلاق و خویتان بزرگوارى، و کار و رفتارتان حق و راستى و مدارا، و گفتارتان حکم و حتم، و رأیتان‏ دانش و بردبارى و دوراندیشى است، اگر از خوبى یاد شود، آغاز و ریشه و شاخه و سرچشمه و جایگاه و نهایتش شمایید، پدر و مادر و جانم فداى شما، چگونه ثناى نیکوى شما را وصف کنم، و آزمایش هاى زیباى شما را بشمارم، خدا ما را به وسیله شما از خوارى‏ درآورد، و غم هاى غرق کننده را از ما زدود، و ما را از پرتگاه هلاکت ها و آتش دوزخ رهانید، پدر و مادر و جانم فداى شما، خدا در پرتو دوستى شما، دستورات دین مان را به ما آموخت، و از دنیایمان آنچه که فاسد شده بود، اصلاح نموده، و به موالات شما دین کامل شد، و نعمت عظمت یافت،

وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَ بِمُوَالاتِکُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ وَ لَکُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ وَ الدَّرَجَاتُ الرَّفِیعَةُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَکَانُ [وَ الْمَقَامُ‏] الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْجَاهُ الْعَظِیمُ وَ الشَّأْنُ الْکَبِیرُ وَ الشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا ،

و جدایى به گردهمایى رسید، و به مولات شما طاعت واجب شده‏ پذیرفته مى‏ گردد، و براى شماست موّدت واجب، و درجات بلند، و مقام پسندیده، و جایگاه معلوم‏ نزد خداى عزّ و جلّ، و شرف عظیم، و رتبه کبیر، و شفاعت پذیرفته، اى پروردگار ما به آن‏چه نازل فرمودى ایمان آوردیم، و از پیامبر پیروى کردیم، پس ما را در شمار گواهان بنویس، اى پروردگار ما، دلهاى ما را پس از اینکه هدایت نمودى‏ منحرف مکن، و به ما از نزد خود رحمت ببخش، همانا تو بسیار بخشنده‏ اى، منزّه است پروردگار ما، که وعده پروردگار ما امرى انجام یافته است‏

یَا وَلِیَّ اللَّهِ إِنَّ بَیْنِی وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوبا لا یَأْتِی عَلَیْهَا إِلا رِضَاکُمْ فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَى سِرِّهِ وَ اسْتَرْعَاکُمْ أَمْرَ خَلْقِهِ وَ قَرَنَ طَاعَتَکُمْ بِطَاعَتِهِ لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبِی وَ کُنْتُمْ شُفَعَائِی فَإِنِّی لَکُمْ مُطِیعٌ مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاکُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ اللَّهُمَّ إِنِّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَیْکَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَخْیَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِی فَبِحَقِّهِمُ الَّذِی أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَیْکَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُدْخِلَنِی فِی جُمْلَةِ الْعَارِفِینَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِی زُمْرَةِ الْمَرْحُومِینَ بِشَفَاعَتِهِمْ إِنَّکَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ [تَسْلِیما] کَثِیرا وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ

اى ولىّ خدا به درستى که بین من و خداى عزّ و جلّ گناهانى است که آنها را جز رضایت شما پاک نمى‏ کند، پس به حقّ خدایى‏ که شما را امین بر راز خود قرار داد، و زیر نظر گرفتن زندگى بندگانش را از شما خواست، و طاعت خود را به طاعت شما مقرون نمود، هرآینه بخشش گناهانم را از خدا بخواهید و شفیعان من شوید، که من فرمانبردار شمایم، کسى‏ که شما را اطاعت کرد، خدا را اطاعت نموده، و هر که از شما نافرمانى نمود، خدا را نافرمانى‏ کرده است، و هرکه شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته، و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته است. خدایا اگر من شفیعانى را به درگاه تو نزدیک‏تر از محمّد و اهل بیتش، آن خوبان و پیشوایان و نیکان مى‏ یافتم، آنها را شفیعان خود قرار مى‏ دادم پس به حقشّان که براى آنان بر خود واجب کرده‏ اى، مرا در گروه عارفان به آنها و آشناى به‏ حقّشان، و در شمار رحم‏ شدگان به شفاعت آن بزرگواران وارد کن، به درستى که تو مهربان‏ترین مهربانانى، و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش‏ و سلام خدا، سلامى بسیار بر آنان باد، و خدا ما را بس است، و نیکو کارگشایى است.

(منبع : سایت استاد شیخ حسین انصاریان)

***

چهل حدیث از امام علی نقی هادی (ع)

1- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : مَنِ اتَّقي اللهَ يُتَّقي، وَ مَنْ أطاعَ اللّهَ يُطاعُ، وَ مَنْ أطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقينَ، وَمَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ يَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقينَ.

«بحارالأنوار، ج 68، ص 182، ح 41»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: كسي كه تقوي الهي را رعايت نمايد و مطيع احكام و مقرّرات الهي باشد، ديگران مطيع او مي شوند و هر شخصي كه اطاعت از خالق نمايد، باكي از دشمني و عداوت انسان ها نخواهد داشت; و چنانچه خداي متعال را با معصيت و نافرماني خود به غضب درآورد، پس سزاوار است كه مورد خشم و دشمني انسان ها قرار گيرد.

2- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : مَنْ أنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَةُ الاُْنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَةُ مِنَ النّاسِ.

«عُدّة الداعي، ص 208»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: كسي كه با خداوند متعال مونس باشد و او را أنيس خود بداند، از مردم احساس وحشت مي كند.

و علامت و نشانه أنس با خداوند وحشت از مردم است ـ يعني از غير خدا نهراسيدن و از مردم احتياط و دوري كردن ـ..

3- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : السَّهَرَ أُلَذُّ الْمَنامِ، وَ الْجُوعُ يَزيدُ في طيبِ الطَّعامِ.

«بحارالانوار، ج 84، ص 172»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: شب زنده داري، خواب بعد از آن را لذيذ مي گرداند; و گرسنگي در خوشمزگي طعام مي افزايد ـ يعني هر چه انسان كمتر بخوابد بيشتر از خواب لذت مي برد و هر چه كم خوراك باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود.

4- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدِرْتَ عَلَيْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إلَيْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ.

«بحار الأنوار، ج 75، ص 369، ح 4»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: از كسي كه نسبت به او كدورت و كينه داري، صميّميت و محبّت مجوي. همچنين از كسي كه نسبت به او بدگمان هستي، نصيحت و موعظه طلب نكن، چون كه ديدگاه و افكار ديگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مي باشد.

5- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إلَي الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ أذَمُّ الاْخْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجيَّةٌ سَيِّئَةٌ.

«بحارالأنوار، ج 69، ص 199، ح 27»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: حسد موجب نابودي ارزش و ثواب حسنات مي گردد. تكبّر و خودخواهي جذب كننده دشمني و عداوت افراد مي باشد. عُجب و خودبيني مانع تحصيل علم خواهد بود و در نتيجه شخص را در پَستي و ناداني نگه مي دارد. بخيل بودن بدترين اخلاق است; و نيز طَمَع داشتن خصلتي ناپسند و زشت مي باشد.

6- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : الْهَزْلُ فكاهَةُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ.

«الدرّة الباهرة، ص 42»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: مسخره كردن و شوخي هاي – بي مورد – از بي خردي است و كار انسان هاي نادان مي باشد.

7- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : الدُّنْيا سُوقٌ رَبِحَ فيها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.

«أعيان الشّيعة، ج 2، ص 39»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: دنيا همانند بازاري است كه عدّه اي در آن ـ براي آخرت ـ سود مي برند و عدّه اي ديگر ضرر و خسارت متحمّل مي شوند.

8- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : النّاسُ فِي الدُّنْيا بِالاْمْوالِ وَ فِي الاْخِرَةِ بِالاْعْمالِ.

«أعيان الشّيعة، ج 2، ص 39»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: مردم در دنيا به وسيله ثروت و تجمّلات شهرت مي يابند ولي در آخرت به وسيله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.

9- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : مُخالَطَةُ الاْشْرارِ تَدُلُّ عَلي شِرارِ مَنْ يُخالِطُهُمْ.

«مستدرك الوسائل، ج 12، ص 308، ح 14162»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: همنشين شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستي و شرارت تو خواهد بود.

10- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : أهْلُ قُمْ وَ أهْلُ آبَةِ مَغْفُورٌ لَهُمْ، لِزيارَتِهِمْ لِجَدّي عَلي ابْنِ مُوسَي الرِّضا – عليه السلام – بِطُوس، ألا وَ مَنْ زارَهُ فَأصابَهُ في طَريقِهِ قَطْرَةٌ مِنَ السَّماءِ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَي النّارِ.

«عيون أخبار الرّضا – عليه السلام -، ج 2، ص 260، ح 22»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: أهالي قم و أهالي آبه ـ يكي از روستاهاي حوالي ساوه ـ آمرزيده هستند به جهت آن كه جدّم امام رضا – عليه السلام – را در شهر طوس زيارت مي كنند. و سپس حضرت افزود: هر كه جدّم امام رضا – عليه السلام – را زيارت كند و در مسير راه صدمه و سختي تحمّل كند خداوند آتش را بر بدن او حرام مي گرداند.

11- عَنْ يَعْقُوبِ بْنِ السِّكيتْ، قالَ: سَألْتُ أبَاالْحَسَنِ الْهادي – عليه السلام – : ما بالُ الْقُرْآنِ لا يَزْدادُ عَلَي النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إلاّ غَضاضَة؟

قالَ – عليه السلام – : إنَّ اللّهَ تَعالي لَمْ يَجْعَلْهُ لِزَمان دُونَ زَمان، وَلالِناس دُونَ ناس، فَهُوَ في كُلِّ زَمان جَديدٌ وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْم غَضٌّ إلي يَوْمِ الْقِيامَةِ.

«أمالي شيخ طوسي، ج 2، ص 580، ح 8»

يكي از اصحاب حضرت به نام ابن سِكيّت گويد: از امام هادي – عليه السلام – سؤال كردم: چرا قرآن با مرور زمان و زياد خواندن و تكرار، كهنه و مندرس نمي شود; بلكه هميشه حالتي تازه و جديد در آن وجود دارد؟ امام – عليه السلام – فرمود: چون كه خداوند متعال قرآن را براي زمان خاصّي و يا طايفه اي مخصوص قرار نداده است; بلكه براي تمام دوران ها و تمامي اقشار مردم فرستاده است، به همين جهت هميشه حالت جديد و تازه اي دارد و براي جوامع بشري تا روز قيامت قابل عمل و اجراء مي باشد.

12- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : الْغَضَبُ عَلي مَنْ لا تَمْلِكُ عَجْزٌ، وَ عَلي مَنْ تَمْلِكُ لُؤْمٌ.

«مستدرك الوسائل، ج 12، ص 11، ح 13376»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: غضب و تندي در مقابل آن كسي كه توان مقابله با او را نداري، علامت عجز و ناتواني است، ولي در مقابل كسي كه توان مقابله و رو در روئي او را داري علامت پستي و رذالت است.

13- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : يَاْتي عَلماءُ شيعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّينا وَ أهْلِ وِلايَتِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تيجانِهِمْ.

«بحارالأنوار، ج 2، ص 6»

فرمود: علماء و دانشمنداني كه به فرياد دوستان و پيروان ما برسند و از آن ها رفع مشكل نمايند، روز قيامت در حالي محشور مي شوند كه تاج درخشاني بر سر دارند و نور از آن ها مي درخشد.

14- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : لِبَعْضِ قَهارِمَتِهِ: اسْتَكْثِرُوا لَنا مِنَ الْباذِنْجانِ، فَإنَّهُ حارٌّ في وَقْتِ الْحَرارَةِ، بارِدٌ في وَقْتِ الْبُرُودَةِ، مُعْتَدِلٌ فِي الاْوقاتِ كُلِّها، جَيِّدٌ عَلي كلِّ حال.

«الكافي، ج 6، ص 373، ح 2»

امام هادي – عليه السلام – به بعضي از غلامان خود فرمود: بيشتر براي ما بادمجان پخت نمائيد كه در فصل گرما، گرم و در فصل سرما، سرد است; و در تمام دوران سال معتدل مي باشد و در هر حال مفيد است.

15- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : التَّسْريحُ بِمِشْطِ الْعاجِ يُنْبُتُ الشَّعْرَ فِي الرَّأسِ، وَ يَطْرُدُ الدُّودَ مِنَ الدِّماغِ، وَ يُطْفِيءُ الْمِرارَ، وَ يَتَّقِي اللِّثةَ وَ الْعَمُورَ.

«بحارالأنوار، ج 73، ص 115، ح 16»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: شانه كردن موها به وسيله شانه عاج، سبب روئيدن و افزايش مو مي باشد، همچنين سبب نابودي كرم هاي درون سر و مُخ خواهد شد و موجب سلامتي فكّ و لثه ها مي گردد.

16- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اُذكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَي أهْلِكَ لا طَبيبٌ يَمْنَعُكَ، وَ لا حَبيبٌ يَنْفَعُكَ.

«أعلام الدّين، ص 311»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: بياد آور و فراموش نكن آن حالت و موقعي را كه در ميان جمع اعضاء خانواده و آشنايان قرار مي گيري و لحظات آخر عمرت سپري مي شود و هيچ پزشكي و دوستي ـ و ثروتي ـ نمي تواند تو را از آن حالت نجات دهد.

17- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : إنَّ الْحَرامَ لا يَنْمي، وَإنْ نَمي لا يُبارَكُ فيهِ، وَ ما أَنْفَقَهُ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ كانَ زادَهُ إلَي النّارِ.

«الكافي، ج 5، ص 125، ح 7»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: همانا ـ اموال ـ حرام، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احياناً رشد كند و زياد شود بركتي نخواهد داشت و با خوشي مصرف نمي گردد. و آنچه را از اموال حرام انفاق و كمك كرده باشد أجر و پاداشي برايش نيست و هر مقداري كه براي بعد از خود به هر عنوان باقي گذارد معاقب مي گردد.

18- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اَلْحِكْمَةُ لا تَنْجَعُ فِي الطِّباعِ الْفاسِدَةِ.

«نزهة النّاظر و تنبيه الخاطر، ص 141، ح 23»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: حكمت اثري در دل ها و قلب هاي فاسد نمي گذارد.

19- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : مَنْ رَضِي عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَيْهِ.

«بحارالأنوار، ج 69، ص 316، ح 24»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: هر كه از خود راضي باشد بدگويان او زياد خواهند شد.

20- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اَلْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 369»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: مصيبتي كه بر كسي وارد شود و صبر و تحمّل نمايد، تنها يك ناراحتي است; ولي چنانچه فرياد بزند و جزع كند دو ناراحتي خواهد داشت.

21- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اِنّ لِلّهِ بِقاعاً يُحِبُّ أنْ يُدْعي فيها فَيَسْتَجيبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحيرُ مِنْها.

«بحارالأنوار، ج 98، ص 130، ح 34.»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: براي خداوند بقعه ها و مكان هائي است كه دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن كه دعاها را مستجاب گرداند كه يكي از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسين – عليه السلام – خواهد بود.

22- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اِنّ اللّهَ هُوَ الْمُثيبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازي بِالاَْعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً.

«بحارالأنوار، ج 59، ص 2»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: همانا تنها كسي كه ثواب مي دهد و عِقاب مي كند و كارها را در همان لحظه يا در آينده پاداش مي دهد، خداوند خواهد بود.

23- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : مَنْ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأمَنْ شَرَّهُ.

«تحف العقول، ص 383»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: هركس به خويشتن إهانت كند و كنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در أمان ندان.

24- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اَلتَّواضُعُ أنْ تُعْطَيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.

«محجّة البيضاء، ج 5، ص 225»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: تواضع و فروتني چنان است كه با مردم چنان كني كه دوست داري با تو آن كنند.

25- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اِنّ الْجِسْمَ مُحْدَثٌ وَاللّهُ مُحْدِثُهُ وَ مُجَسِّمُهُ.

«بحارالأنوار، ج 57، ص 81، ح 51»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: همانا اجسام، جديد و پديده هستند و خداوند متعال به وجود آورنده و تجسّم بخش آن ها است.

26- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَيْئي مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْياءَ بَديعاً، وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ أحْسَنَ الاْسْماء.

«بحارالانوار، ج 57، ص 83، ح 64»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: خداوند از أزَل، تنها بود و چيزي با او نبود، تمام موجودات را با قدرت خود آفريده، و بهترين نام ها را براي خود برگزيد.

27- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اِذا قامَ الْقائِمُ يَقْضي بَيْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ كَقَضاءِ داوُد – عليه السلام – وَ لا يَسْئَلُ الْبَيِّنَةَ.

«بحارالأنوار، ج 50، ص 264، ح 24»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: زماني كه حضرت حجّت (عجّ) قيام نمايد در بين مردم به علم خويش قضاوت مي نمايد; همانند حضرت داود – عليه السلام – كه از دليل و شاهد سؤال نمي فرمايد.

28- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقينَ وَ مَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ يَحِلَّ بِهِ الْمَخْلُوقينَ.

«بحارالأنوار، ج 50، ص 177، ح 56»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: هركس مطيع و پيرو خدا باشد از قهر و كارشكني ديگران باكي نخواهد داشت.

29- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ كَريمَةٌ وَالاْدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَالْفِكْرَةُ مِرْآتٌ صافَيةٌ.

«مستدرك الوسائل، ج 11، ص 184، ح 4»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: علم و دانش بهترين يادبود براي انتقال به ديگران است، ادب زيباترين نيكي ها است و فكر و انديشه آئينه صاف و تزيين كننده اعمال و برنامه ها است.

30- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داع إلي الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 369»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: خودبيني و غرور، انسان را از تحصيل علوم باز مي دارد و به سمت حقارت و ناداني مي كشاند.

31- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : لا تُخَيِّبْ راجيكَ فَيَمْقُتَكَ اللّهُ وَ يُعاديكَ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 173، ح 2»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: كسي كه به تو اميد بسته است نااميدش مگردان، وگرنه مورد غضب خداوند قرار خواهي گرفت.

32- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : الْعِتابُ مِفْتاحُ التَّقالي، وَالعِتابُ خَيْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.

«نزهة النّاظر، ص 139، ح 12»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: (مواظب باش كه) عتاب و پرخاش گري، مقدّمه و كليد غضب است، ولي در هر حال پرخاش گري نسبت به كينه و دشمني دروني بهتر است (چون كينه، ضررهاي خظرناك تري را در بردارد).

33- وَ قالَ – عليه السلام – : مَا اسْتَراحَ ذُو الْحِرْصِ.

«مستدرك الوسائل، ج 2، ص 336، ح 11»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: شخص طمّاع و حريص ـ نسبت به اموال و تجمّلات دنيا ـ هيچگاه آسايش و استراحت نخواهد داشت.

34- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : الْغِني قِلَّةُ تَمَنّيكَ، وَالرّضا بِما يَكْفيكَ، وَ الْفَقْرُ شَرَهُ النّفْسِ وَ شِدَّةُ القُنُوطِ، وَالدِّقَّةُ إتّباعُ الْيَسيرِ وَالنَّظَرُ فِي الْحَقيرِ.

«الدّرّة الباهرة، ص 14»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: بي نيازي و توانگري در آن است كه كمتر آرزو و توقّع باشد و به آنچه موجود و حاضر است راضي و قانع گردي، وليكن فقر و تهي دستي در آن موقعي است كه آرزوهاي نفساني اهميّت داده شود، امّا دقّت و توجّه به مسائل، اهميّت دادن به امكانات موجود و مصرف و استفاده صحيح از آن ها است، اگر چه ناچيز و كم باشد.

35- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : الاِْمامُ بَعْدي الْحَسَنِ، وَ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذي يَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.

«بحارالأنوار، ج 50، ص 239، ح 4»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: امام و خليفه بعد از من (فرزندم) حسن; و بعد از او فرزندش مهدي ـ موعود(عليهما السلام)ـ مي باشد كه زمين را پر از عدل و داد مي نمايد، همان طوري كه پر از ظلم و ستم گشته باشد.

36- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : إذا كانَ زَمانُ الْعَدْلِ فيهِ أغْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أنْ يُظُنَّ بِأحَد سُوءاً حَتّي يُعْلَمَ ذلِكَ مِنْهُ.

«بحارالأنوار، ج 73، ص 197، ح 17»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: در آن زماني كه عدالت اجتماعي، حاكم و غالب بر تباهي باشد، نبايد به شخصي بدگمان بود مگر آن كه يقين و معلوم باشد.

37- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : إنَّ لِشيعَتِنا بِوِلايَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَكُوا بِها في لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ.

«بحارالأنوار، ج 50، ص 215، ح 1»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: همانا ولايت ما اهل بيت براي شيعيان و دوستانمان پناهگاه أمني مي باشد كه چنانچه در همه امور به آن تمسّك جويند، بر تمام مشكلات (مادّي و معنوي) فايق آيند.

38- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : يا داوُدُ لَوْ قُلْتَ: إنَّ تارِكَ التَّقيَّةَ كَتارِكِ الصَّلاةِ لَكُنتَ صادِقاً.

«وسائل الشّيعة، ج 16، ص 211، ح 21382»

امام هادي – عليه السلام – به يكي از اصحابش – به نام داود صرّمي – فرمود: اگر قائل شوي كه ترك تقيّه همانند ترك نماز است، صادق خواهي بود.

39- قالَ: سَألْتُهُ عَنِ الْحِلْمِ؟ فَقالَ – عليه السلام – : هُوَ أنْ تَمْلِكَ نَفْسَكَ وَ تَكْظِمَ غَيْظَكَ، وَ لا يَكُونَ ذلَكَ إلاّ مَعَ الْقُدْرَةِ.

«مستدرك الوسائل، ج 2، ص 304، ح 17»

يكي از اصحاب از امام هادي – عليه السلام – پيرامون معناي حِلم و بردباري سؤال نمود؟ حضرت در پاسخ فرمود: اين كه در هر حال مالك نَفْس خود باشي و خشم خود را فرو بري و آن را خاموش نمائي و اين تحمّل و بردباري در حالي باشد كه توان مقابله با شخصي را داشته باشي.

40- قالَ الإمامُ الهادي – عليه السلام – : اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنيا دارَ بَلْوي وَالاْخِرَةَ دارَ عُقْبي، وَ جَعَلَ بَلْوي الدّنيا لِثوابِ الاْخِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَي الدّنيا عِوَضاً.

«تحف العقول، ص 358»

امام هادي – عليه السلام – فرمود: همانا خداوند، دنيا را جايگاه بلاها و امتحانات و مشكلات قرار داد; و آخرت را جايگاه نتيجه گيري زحمات، پس بلاها و زحمات و سختي هاي دنيا را وسيله رسيدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنيا را در آخرت عطا مي فرمايد.

منبع احادیث : اندیشه قم