بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلَاةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ

***

الإمام الرّضا عليه السلام

كَمالُ الدّينِ وَلايَتُنا وَالبَراءَةُ مِن عَدُوِّنا

كمال دين در ولايت ما و بيزارى جستن از دشمن ماست

بحار الانوار ج۲۷ ص ۵۸

***

پیش نمایش طرح (کلیک کنید)

امام رضا

امام رضا

دریافت سایز اصلی :        DOWNLOAD

**********

به انضمام :

تربیت از منظر امام رضا علیه السلام

مصطفی سلیمانی

** اشاره:
از ابتدای خلقت انسان تا کنون مقوله تربیت یکی از مهم ترین چالش های پیش روی بشر بوده و ضرورت این امر ایجاب نموده که خدای متعال با خلقت اولین انسان ها، پیامبرانی از سوی خویش برای راهنمایی و هدایت آنها برگزیند و سپس این هدایت را مستمر و در مراحل بعد به تکامل رساند.
از سوی دیگر افراد بشر با بهره گیری از هدایت الهی و دینی و قوه تعقل و تفکر خدادادی خویش در جوامع مختلف، مکاتب گوناگون تربیتی را پایه گذاری نموده و از زوایای مختلف به موضوع تربیت انسانها پرداخته اند.
اما بیش از همه دین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین الهی توسط پیامبر اسلام(ص) و در ادامه توسط ائمه اطهار(ع) پیش تاز تعلیم و تربیت انسان ها بوده و افراد وارسته ای را تربیت نموده اند. امام رضا(ع) به عنوان امام هشتم شیعیان توجه ویژه ای برای تربیت داشته به گونه ای که سیره زندگانی ایشان سراپا الگوی تربیتی جامعی است.
در این مقاله تلاش بر آن بوده که به زوایای کوچکی از سیرۀ تربیتی امام رضا علیه السلام پرداخته شود.
** تبیین واژگان:
الف) مفهوم سیره:
راغب اصفھاني در مورد «سیره» مي نويسد: سیره حالت و روشي است که انسان و غیرانسان نھاد و وجودشان بر آن قرار دارد.(المفردات، راغب اصفھاني)
ب) مفهوم تربیت:
راغب اصفھاني در مورد «تربیت» مي نويسد: تربیت يعني ايجاد شیئي بتدريج از حالتي به حالت ديگر تا به حد تمام برسد.(المفردات)
تربیت بايد بر اساس شیوه ھا و مراقبت صحیح باشد، که اين ھم، نیازمند مربي آگاه و تربیت يافته است و انسان تربیت نیافته، ھرگز نمي تواند مربي شايسته اي براي فرزندان و ديگران باشد.
«کانت» دراين رابطه مي گويد: «مردي که در تربیتش کمبودھايي وجود دارد، با اقدام به تربیت فرزندانش فقط اشتباھات خود را تکرار خواھد کرد».[امانوئل کانت، تعلیم و تربیت، ترجمه دکتر شکوھي، ص9]
تربیت را بايد يکي از ارکان مھم سعادت بشر دانست، که سعادت و خوشبختي انسان ھا، جوامع و خانواده ھا را بايد بدان وابسته دانست، که خیر دنیا و آخرت را براي انسان به ارمغان مي آورد.
امام صادق(ع) فرمودند: «اگر از عمرت فقط دو روز باقي مانده باشد، يک روزش را براي آموختن ادب و تربیت قرار ده، تا روز مرگت از سرمايه ھاي تربیتي آن کمک بجويي».[روضه کافي، ص150]
حضرت علي(ع) فرمودند: «يتیم حقیقي کسي نیست که پدرش را از دست داده باشد، بلکه يتیم کسي است که از علم و ادب محروم باشد»[ديوان امام علي بن ابیطالب، ص36]
امام خمیني(ره) نیز مي گويند:
«يک فرزند خوب شما اگر به جامعه تحويل بدھید، براي شما بھتر است از ھمه عالم، اگر يک انسان شما تربیت کنید، براي شما به قدري شرافت دارد که من نمي توانم بیان کنم.»[مجموعه مقالات کنگره بررسي انديشه و آثار تربیتي امام خمیني، ص504]
افلاطون ھم معتقد است:
«عالي تر و مقدس تر از تربیت فني نیست.»[اصول اساسي فن تربیت، حسین کاظم زاده، ص1]
در اين میان، بھترين و مطمئن ترين الگوي تربیتي براي والدين در اين امر ظريف، سیره تربیتي اھل بیت(ع) است که مي تواند چراغي براي پیمودن راه ھاي پر پیچ و خم زندگي انسان باشد.
** اهمیت تعلیم و تربیت:
بي ترديد، هيچ ديني به اندازه اسلام به تعليم و تربيت اهميت نداده‌ است. نخستين سخناني که بر پيامبر اسلام(ص) وحي شد به او دستور داد كه بخوان به نام پروردگارت، پروردگاري که آفريدگار انسان است و به او نوشتن با قلم را آموخته است.
نوشتن و ابزار آن يعني قلم از ديدگاه اسلام چنان ارزشمند است که خداوند به قلم و نوشته سوگند ياد مي‌ کند؛ زيرا قلم نماد تعليم و تربيت است و تعليم و تربيت در اسلام داراي مباني، اصول، اهداف، مراحل و روش هاي خاص است؛ زيرا اين مکتب تربيتي همه ابعاد و ساحت‌ هاي وجودي انسان را در نظر داشته و تحت پوشش قرار داده است.
از طرفی سیره اخلاقی و تربیتی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) می تواند چراغی باشد برای پیمودن راه های زندگی، چرا که همه رفتارهای ایشان از کرامت و بزرگواری پیامبر اکرم(ص) سرچشمه می گیرد. به کار بردن سیره انبیا و اولیای الهی، نه تنها موجب هدایت فرد در رسیدن به تکامل وی می شود، بلکه می تواند جامعه ای را از هلاکت و انحطاط نجات بخشیده زیرا آنان قرآن ناطقند و قرآن نیز صفحه صفحه زندگی انسان را ورق زده و هر ورقش راهنمایی است برای بهتر زیستن و زودتر به مراتب کمال انسانیت رسیدن.
امام رضا(ع) نیز به عنوان الگوی کاملی برای انسان ها، چه در دوران زندگی و حیات و چه برای مردمان پس از خود، دارای سرشت هایی بود که همگان را به شگفتی وا می داشت و دوست و دشمن را فریفته و شیفته خود می ساخت. و علت این که ایشان را «رضا» نامیدند، نیز همین است.
امامان شيعه(عليهم السلام)، اسوه و الگوي فکري، اعتقادي، عملي و اخلاقي هستند كه راه نجات و رستگاري، در پيروي از آنان است، چنانكه امام علي(ع) فرمود: «انظُروا اهل بيت نبيکم فالزموا سمتهم و اتبعوا أثرهم»[میزان الحکمه، ج1، ص192؛ سليم بن قيس ص715] نظر به اهل بيت پيغمبر خود کنيد. از سمتي که آنان گام برمي بردارند منحرف نشويد و قدم به جاي قدمشان بگذاريد.
** تربیت اخلاقی:
انسان، به عنوان گل سرسبد آفرینش خداوند در روی زمین است که به بهترین صورت و نظام آفرینش، خداوند او را خلق نموده است: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»[تین،4] او دارای ابعاد وجودی متنوع است که برای شکوفا شدن و متعالی شدن این ابعاد و استعدادهای نهایی، احتیاج به تربیت دارد و در این میان، پرورش فضایل اخلاقی او در عین حال مشکل ‌ترین کار است و انجام این کار، از هدف‌ های مهم و والای پیامبران بوده است تا انسان را در مسیر کمال که علت غایی آفرینش است قرار دهند.
در حدیث معروف از پیامبر(ص) آمده است که: «بعَثت بِمَکارِم الاَخلاق و مَحاسِنها»[بحارالانوار، علامه مجلسی، ج66، ص405] آمده است و تمام اهداف بعثت پیامبر(ص) در همین امر یعنی تکامل اخلاقی انسان ها خلاصه می‌ شود.
زندگی پیشوایان دینی نیز سرتاسر بیانگر همین مسئله است که آن ها در همه جا به فضائل اخلاقی دعوت می‌‌کردند و خود الگوی زنده و اسوه حسنه‌ای در این راه بودند و همین بس که قرآن مجید به هنگام بیان مقام والای پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید:
«وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ» تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری.[قلم،4]
امام رضا(ع) از قول جدش، رسول خدا(ص) روایت کرده:
«بر شما باد به حسن خلق (اخلاق پسندیده). زیرا حسن خلق بدون چون و چرا در بهشت است و بپرهیزید از تند خویی که آن نیز بی‌تردید، در دوزخ خواهد بود».
همچنین ایشان فرمودند: «در قیامت نزدیک ترین شما به من از نظر مقام جایگاه، خوش خوترین شماست و خوب ترین شما آن کس است که با خانواده خود به نیکی و مهربانی رفتار کند»[صدوق، ج2، ص38]
** برخوردهای تربیتی امام رضا(ع):
باید توجه داشت که:
از خلق و خوی، و سیره اخلاقی آن حضرت نمی‎توان یک تابلو کامل و تمام عیار ارائه داد و از بوستان فضایل اخلاقی و شیوه‎های تربیتی امام رضا علیه السلام طرحی جامع الأطراف تصویر و ترسیم کرد؛ زیرا یک سری از برخوردها و نکات ریز نقل نشده‎ است. در بسیاری از آنچه هم که بیان شده، همراه با دقت لازم در نقل نبود است.
اما از مجموعه آنچه نقل شده و در دست می‎ باشد، می‎ توان گوشه ‎ای از این تابلو را نشان داد و گلی از این بوستان معطر را به عنوان نمونه ارائه نمود و هدیه آورد؛ زیرا نمونه‎ ها هم می‎ تواند آن خط کلی را نشان دهد و شاهدی بر «طرح جامع و کامل» باشد:
1- کرامت برای همۀ انسان ها:
هر فردي داراي شخصيت مثبت يا منفي است و در يك تعريف شخصيت به ويژگي هاي بيروني و قابل مشاهده افراد اطلاق مي‌شود.
نگاه مهربان امام رضا(ع) به جوانان، هميشه همراه با بزرگداشت ‏شخصيت، تكريم استعدادها و صلاحيت‏ها، احترام به نيازها و توجه به قلب‏هاي ‏پاك و زلال آنان بود و اقبال جوانان به امام(ع) هم نتيجۀ همين رفتار متين، محبت ‏آميز، حكيمانه و سرشار از خلوص و عاطفه آن حضرت بود. از اين‌ رو، سخنش بر صفحۀ دل آنان مي‏ نشست؛ زيرا گرايش جوان به خوبي، نيكي و زيبايي بيشتر و سريع‌ تر ازديگران است.
براساس اين روش، امام رضا(ع) در تمام فعاليت‌هاي تربيتي خود، شخصيت متربي را گرامي داشته و از هرگونه رفتار و گفتار توهين آميزي که موجب بي‌احترامي و کوچک شمردن شخصيت وي گردد، اجتناب مي ورزيد تا بدين وسيله بتواند توجه متربي را به خود جلب نموده و رفتار او را اصلاح نمايد.
در چشم امام رضا علیه السلام همه افراد، از نظر انسانی مقام و ارزش داشتند و به آنان حرمت می ‎گذاشت و برابری انسان‎ها را در حقوق ملاحظه می‎کرد، از تحقیر انسان‎ها و پست شمردن آنان و توهین و استهزا، سخت جلوگیری می‎کرد و شکل و شمایل و رنگ و ثروت و … ملاک نبود، بلکه «انسان» در نظر او محترم و عزیز بود. حتی غلامان و سیاهان هم مورد عنایت و توجه او بودند و با آنان هم به عنوان یک انسان رفتار می‎کرد.
رعایت حقوق بشر، در رفتار امام رضا علیه السلام در حد اعلای آن بود.
ذکر نمونه‎ هایی از این گونه برخوردها مفید است:
الف- راوی: یاسر، خادم امام رضا(ع):
امام رضا علیه السلام به ما فرمود:
«اگر من بالای سر شما ایستادم و شما در حال غذا خوردن بودید، بلند نشوید، تا این که از غذا خوردن فارغ شوید. گاهی حضرت، یکی از ما را (برای انجام کاری) صدا می‎کرد. وقتی گفته می‎شد: مشغول غذا خوردن است، می‎فرمود: بگذارید تا غذایش را بخورد، بعد…»[بحار الأنوار، ج 49، ص 102]
ب- راوی: مردی از اهل بلخ:
«همراه امام رضا علیه السلام در سفرش به خراسان بودم. روزی سفره غذایی طلبید و همه خدمتکاران و غلامان را (از سیاهان و دیگران) سر سفره جمع کرد.
گفتم: جانم به فدایت، کاش برای اینان سفره‎ای جدا قرار می‎دادی!
فرمود: دست بردار! (مَه) خدا یکی است، پدر و مادر همه یکی است، پاداش هم (در قیامت) به اعمال است.»[بحارالانوار: ج49، ص101]
ج- راوی: یاسر، خادم حضرت:
«امام رضا علیه السلام هر گاه تنها می‎شد (فارغ از کارهای رسمی و تشریفات) تمام دور و بری‎های خود را از کوچک و بزرگ پیرامون خود جمع می‎کرد، با آنان حرف می‎زد، با آنان انس می‎گرفت، آنان هم با وی مأنوس می‎شدند. و هرگاه بر سفره می‎نشست، همه کوچک و بزرگ ‎ها را صدا می‎کرد، حتی کارپرداز (سائس) و حجام را، و همه را بر سفره‎ی خویش می‎نشانید…»[عیون اخبارالرضا، ج2، ص159]
ملاحظه: نشست و برخاست با مستضعفان و غلامان، عملاً درس برابری انسان‎ها را دادن است، و این که خود را از مردم جدا نمی‎کرد، تافته جدا بافته نمی‎دانست و زندگی و اخلاق مردمی داشت، الهام از سیره رسول خدا بود که چنین می‎ کرد.
2- تکیه بر کلام عقل پسند:
تکیه بر منطق و کلام عقل پسند، در دل ‎های مستعد و بی مرض و غرض، مؤثر می‎افتد. احتجاجات مفصل حضرت رضا علیه السلام با پیروان فرق و مذاهب و مخالفان گوناگون، و استدلال‎ها و برخوردهای منطقی وی، بسیاری را به «راه» آورد و در برابر «حق» قانع و خاضع ساخت و این شیوه مؤثر اخلاقی، حتی گاهی دشمنانی چون خوارج را هم رام می‎ کرد.
به این نمونه توجه کنید:
– راوی: محمد بن زید رازی:
«در خدمت امام رضا علیه السلام بودم، در ایامی که مأمون او را به ولیعهدی معرفی کرده بود. مردی از خوارج، در حالی که در دستش خنجری زهرآگین بود وارد شد و به دوستانش گفت: به خدا سوگند، پیش این شخص که مدعی است فرزند پیامبر است می‎روم، او این گونه وارد بر این طاغوت (یعنی مأمون) شده است! از او دلیل کارش را خواهم پرسید. اگر دلیلی داشت که هیچ، وگرنه مردم را از دست او (امام رضا علیه السلام) راحت خواهم کرد.
پیش امام آمد و اجازه طلبید، امام اذن داد و فرمود: به سؤالت به این شرط جواب می‎دهم که اگر پاسخم را پسندیدی و قانع شدی، آنچه را که در آستین داری (= خنجر) بشکنی و دور اندازی!…
آن مرد که از خوارج بود، حیرت زده ماند، خنجر را بیرون آورد و شکست. آن گاه پرسید: چرا به حکومت این طاغوت داخل شده‎ای، در حالی که اینان در نظر تو کافرند و تو پسر پیامبری، چه چیز تو را به این کار وا داشته است؟
امام رضا علیه السلام فرمود:
آیا به نظر تو اینان کافرترند، یا عزیز مصر و اهل کشور او؟ مگر نه این که اینان، خود را موحد می‎شمارند، ولی حکام مصر، نه یکتاپرست بودند و نه خداشناس؟!
یوسف، پسر یعقوب علیه السلام، پیامبر و پسر پیامبر بود که به عزیز مصر گفت: مرا مسؤول خزائن مملکت قرار بده … و با فرعون‎ها نشست و برخاست می‎کرد. در حالی که من یکی از اولاد پیامبر (نه پیامبر) و مأمون هم مرا بر این کار، اجبار و اکراه کرده است. چرا بر من خشم می‎گیری و این را زشت می‎شماری؟
آن مرد گفت:
بر تو اشکالی نیست. گواهی می‎دهیم که تو فرزند پیامبری و تو صادق هستی.»[الخرائج و الجرائح، ص 245]
3- خلق و خوی والا:
– راوی: ابراهیم بن عباس:
«هرگز ندیدم که حضرت رضا علیه السلام به احدی با کلامش جفا کند.
هرگز کلام کسی را قطع نمی‎کرد تا از سخن، فارغ شود.
هرگز – اگر قدرت داشت – از برآوردن حاجت کسی روی بر نمی‎گرداند.
هرگز پایش را پیش همنشین دراز نمی‎کرد.
هرگز پیش همنشینان تکیه نمی‎داد.
هرگز غلامان و خدمتکاران را فحش و ناسزا نمی‎گفت.
هرگز تف نمی‎ کرد، قهقهه سر نمی ‎داد، خنده‎ اش تبسم بود.
در خلوت و تنهایی، سفره‎اش را می ‎گستراندد و همه غلامان، حتی دربان و کارپرداز خانه را هم بر سفره می‎ نشانید.
شب‎ها کم می‎خوابید و بسیار بیدار بود. بیشتر وقت‎ها شب را تا صبح بیدار می‎ماند. روزه زیاد می‎گرفت. همیشه در هر ماه، سه روز را – اول، وسط و آخر – روزه می‎گرفت و می‎ فرمود: این، روزه همه دهر است. حضرت بسیار کار خیر و صدقه پنهانی داشت، و بیشتر در شب‎های تاریک…»[عیون اخبار الرضا، ج2، ص184؛ جواد محدثی، مقاله «برخوردهای تربیتی امام رضا علیه السلام»]
4- اعطاي بينش:
بينش در لغت اسم مصدر است و به معناي ديدن، بينايي، بصيرت، همچنين به معناي نگاه و نظر آمده است. اما در اصطلاح به آگاهي عميق و گسترده فکري، عقلي اطلاق مي‌شود که آدمي را با واقعيت‌هاي مورد نظر(خدا، جهان و انسان) آشنا ساخته و باعث مي شود که انسان در زندگي خود، راه درست را طي کند. روش اعطاي بينش يکي از روشهاي تربيتي امام رضا(ع) است که براي هدايت تشنگان معرفت از آن بهره مي گرفتند.
بزنطي نقل مي‏كند: مردي از ماوراء النهر بلخ خدمت امام رضا(ع) آمد و گفت: از شما سؤالي دارم اگر جواب دهيد به امامت‌تان معتقد خواهم شد، حضرت فرمود: از هرچه مي‏خواهي بپرس.
گفت: مرا از خدايت خبر بده، در كجا بوده و چطور بوده و بر چه چيز تكيه كرده است؟
امام رضا(ع) فرمود: «انّ اللّه اَيّنَ الأَينَ بلاأينٍ و كَيّفَ الكْيفَ بلا كيفٍ و كان اعتمادُه علي قدرته»؛ يعني خداوند به وجود آوردنده مكان است بي آنكه مكاني داشته باشد و به وجود آورنده كيفيت است بي آنكه كيفيتي داشته باشد و اعتمادش بر قدرتش باشد، (خدا لامكان است، مكان از عوارض جسم است، خدا جسم نيست، كيفيت، مخلوق خداست، لازمه‏اش محدود بودن است، خدا بي انتها است، خدا بر قدرت خود ايستاده، هستي را از جايي دريافت نكرده‌است.)
آن مرد چون اين جواب را شنيد برخاست، سر مبارك امام را بوسيد و گفت:
«اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و ان عليا وصي رسول الله والقيّمُ بعده بما أَقام به رسول الله و انّكم الائمة الصادقون و انك الخلف بعدهم»
ظاهراً آن مرد از فلاسفه بوده و از جواب امام(ع) پي‏ به دانايي و امامت آن حضرت برده است. بدين‌سان امام به وي كمك كرد تا شناخت و معرفت را در قلبش زنده گرداند تا او مسلمان گردد.
5- محبت و مهرورزي:
انسان ذاتا علاقه‌ مند است که مورد توجه ديگران واقع شود و نيز به ديگران محبت بورزد. محبت به عنوان يک نياز اصيل روحي در نهاد انسان نهفته است و توجه به آن از سوي همنوعان به زندگي انساني حلاوت و شيريني مي‌بخشد. نقطه مقابل محبت نفرت و تبري است كه زندگي را در كام انسان تلخ و ناگوار مي‌سازد.
محبت عبارت است از کشش فطري و جاذبه دروني که منجر به نزديکي يا پيوستن انسان با کسي يا چيزي (محبوب) مي‌شود. به عبارت ديگر، محبت حالتي است در دل انسان که نسبت به محبوب ايجاد مي‌گردد و اين حالت جاذبه‌اي است ادراکي و آگاهانه همانند جاذبة آهن‌ربا با اين تفاوت که جاذبه آهن‌ربا جزء طبيعت آن است و آگاهانه نيست. نقش محبت در تربيت بر کسي پوشيده نيست. در قرآن كريم مهرورزي به عنوان روش تربيتي انبياء(ع) مطرح شده است. امام رضا(ع) نيز اين روش را براي تربيت جامعه به ويژه فرزندش امام جواد(ع) به کار مي گرفتند. از اين‌رو، رفتار حضرت با فرزندش امام جواد(ع) آن قدر محبت آميز و توأم با احترام بود كه ايشان را به نام صدا نمي‌زدند بلكه بيشتر با كنيه مورد خطاب قرار مي‌دادند. به عنوان مثال مي‌فرمودند:
«ابوجعفر براي من نوشته است و من براي ابوجعفر نوشتم.»
خداوند در باره حضرت موسي(ع) مي‌فرمايد: «…والقيت عليک محبةَ مني ولتصنع علي عيني» ؛ من محبتي از خودم بر تو افکندم تا در برابر ديدگان من ساخته شوي. مهر و محبت طبع سرکش آدمي را رام و قلب او را آماده پذيرش حقيقت ساخته، زمينه تربيت وي را هرچه بهتر و بيشتر فراهم مي‌سازد.
قرآن ضمن تبيين ويژگي‌هاي رفتاري پيامبراعظم(ص) و يارانش، عطوفت و مهرباني را از ويژگي‌هاي بارز ايشان بر مي‌شمارد: محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الکفار رحماء بينهم… و در آيه ديگر پيامبر اكرم(ص) چنين مورد خطاب قرار گرفته است: و ما ارسلناک الا رحمة للعالمين.
6- بهداشت و تغذيه سالم:
در سيره تربيتي امام رضا(ع) علاوه بر تأکيد بر ساير ابعاد معنوي انسان، به رعايت‏ بهداشت و تغذيه سالم و نيز ساير عوامل غير مادي مؤثر در سلامتي مانند صدقه و عقيقه توجه خاصي شده است.
آن حضرت، در بخشي از مطالبي که براي مأمون نوشته است مي‏فرمايد:
«والعقيقه عن المولود للذکر و الانثي واجبه و کذلک تسميته و حلق راسه يوم السابع و يتصدق بوزن الشعر ذهبا او فضه و الختان سنه واجبه للرجال؛ عقيقه براي پسر و دختر، نامگذاري، تراشيدن موهاي سر نوزاد در روز هفتم و معادل وزن موها طلا و يا نقره صدقه دادن لازم است و ختنه پسر بچه‏ها واجب است.»
آن حضرت در سخن ديگري به نقل از پيامبر اکرم‏(ص) فرمود: «فرزندانتان را در روز هفتم ختنه کنيد، زيرا ختنه باعث پاکي بيشتر و رشد سريع ‌تر آنان مي‏شود.»
تغذيه سالم و مقوي را امام رضا(ع) در مورد فرزندش نيز عملا مراعات مي‏ کرد. يحيي صنعاني مي‏گويد: در منا به محضر امام رضا(ع) وارد شدم، ديدم که جواد(ع) در دامان حضرت نشسته و حضرت به او موز مي‏ دهد.
7- ايجاد فضاي عاطفي- تربيتي:
امام رضا(ع) نسبت به بندگان خدا كانون مهر و عاطفه بود. در زيارت آمده است: السلام علي الامام الرئوف؛ (سلام بر امام و پيشواي رؤف و مهربان) اين لقبي است كه از طرف خداوند به ايشان داده شده است؛ زيرا ايشان بيشترين محبت و مهرباني را نسبت به مردم و اهل‌خانه و خدمت‌گزارانشان داشتند. روزي كه مسموم شد و به شهادت رسيد پس از انجام دادن نماز ظهر به فردي كه نزديك ايشان بود فرمودند:
مردم (منظور خانواده، كاركنان و خدمت‌گزارانشان بودند) غذا خورده‌اند؟ آن فرد جواب داد: آقاي من در چنين وضعيتي كسي مي‌تواند غذا بخورد؟ در اين لحظه كه امام(ع) متوجه مي‌شوند كسي غذا نخورده، مي‌نشينند و دستور آوردن سفره‌اي را مي‌دهند همه را سر سفره دعوت مي‌كنند و آنها را يكي يكي مورد محبت قرار مي‌دهند.[روشهاي تربيتي امام رضا عليه السلام، موسسه افق نوين]

منبع مطلب : اینجا کلیک کنید

حدیثی از امام رضا (ع) ، تراکت حدیثی از امام رضا (ع) ، پوستر حدیثی از امام رضا (ع)