بسم الله الرحمن الرحیم

«من‌المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا»(سوره احزاب – آیه ۲۳)

***

السلام علیک یا ابا عبدالله

***

سلام علیکم

امشب دیداری داشتیم با خانواده یکی از شهدای شهرمون .

در اون جلسه یکی از دوستان که تازه از سوریه برگشته بود هم صحبتهایی داشتند و شرحی دادند از خصوصیات اخلاقی شهید حسن حزباوی و نحوه شهادت ایشون ( به نقل از فرمانده و هم رزم ایشون در سوریه ) که بنده بصورت اختصار برای شما بیان می کنم شرح ماجرا رو .

***

منطقه ای هست در سوریه به نام استان درعا . که این منطقه در دست نیروهای تکفیری هست . حالا دیگه سایر جزئیاتش بماند .

توسط نیروهای خودی عملیاتی صورت می گیره در اونجا که متأسفانه ناموفق میشه . به این صورت که در دو گروه نیروهای خودی به دشمن هجوم می برند . یک گروه پیشروی میکنه و یک گروه متوقف می شه . لذا گروهی که پیش رفته زیر آتش و در محاصره تکفیری ها گرفتار می شه.

ساعتی می گذره و آتش دشمن قدری آرومتر می شه . نیروهای خودی باید سریع بچه هارو نجات می دادند قبل از اینکه بدست تکفیری ها بیفتند و قتل و عام بشند .

نیروهای پشتیبانی میرن برای کمک و موفق نمی شند کاری رو صورت بدن .

سروان شهید حسن حزباوی وقتی این حالت رو می بینه به فرمانده مراجعه می کنه و اجازه می گیره برای انجام غسل .

فرمانده می گه : می بینی در چه شرایطی هستیم ؟ آیا به تو غسلی واجب شده؟

شهید حسن حزباوی

شهید حسن حزباوی

شهید حزباوی می گه : نه . می خوام غسل شهادت کنم . من پشت پدافند میشینم و نیروها برن برای نجات بچه ها . خودتون می دونید اگه همین الان کاری نکنیم بچه هارو قتل عام می کنند .

فرمانده گفت : من وقتی این حرف رو شنیدم و این حالت حسن رو دیدم ، نور در وجودش رو دیدم و فهمیدم که وقت رفتنه و از شهید دل شستم .

شهید حزباوی رفت و غسل شهادت کرد و با اون نورانیتش پشت دستگاه پدافند نشست تا نیروهای ما از زیر آتشی که این شهید بر سر تکفیری ها ریخت موفق شدند به سرعت برند و نیروهای خودی رو نجات بدند .

و در لحظات آخر هم که بچه های ما بر می گشتند و رد شدند ، نیروهای تکفیری دستگاه پدافند و جسم پاک حسن رو با دو موشک مورد اصابت قرار می دهند و این بزرگوار به درجه رفیع شهادت نائل میشه .

روحش شاد و راهش مستدام

صلوات