بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

***

پیش نمایش طرح (کلیک کنید)

yadvare-shohada-61-95-1

دریافت فایل لایه باز این طرح :  DOWNLOAD

***

به انضمام :

گریه بر سیدالشهدا احیاگر امر ولایت است

به گزارش روضه نیوز ؛ مراسم دهه سوم محرم با سخنرانی حجت الاسلام میرباقری در مسجد الزهراء(س) برگزار شد. متن کامل سخنرانی حجت‌الاسلام میرباقری را در ادامه می‌خوانید:

گریه بر سیدالشهدا احیاگر امر ولایت است آثار بکاء بر سیدالشهدا علیه‌السلام

در میان عبادات کمتر عبادتی است که مانند اشک بر اباعبدالله علیه السلام بر آن تأکید شده باشد. گریه بر سیدالشهدا علیه السلام  مطهر انسان است و انسان را از گناهان کوچک و بزرگ خود پاک می کند.

امام رضا علیه السلام  فرمودند: إن بَکَیتَ عَلَى الحُسَینِ حَتّى تَصیرَ دُموعُکَ عَلى خدَّیکَ غَفَرَاللّه ُ لَکَ کُلَّ ذَنبٍ أذنَبتَهُ (۱) اگر بر حسین بگریى ، چندان که اشک هایت بر گونه ات جارى شود ، خداوند تمام گناهانت را مى آمرزد.

امام صادق علیه السلام   فرمودند: مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَهٍ [الذُّبَابِ‏] غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ (۲) کسى که نام ما اهل‌بیت علیه السلام   نزد او برده شود و از چشمانش اشک بیاید، اگرچه به‌قدر بال پشه (مگس) باشد، گناهانش آمرزیده شود، حتی اگر آن گناهان به اندازه کف روى دریاها باشد.

گریه بر امام حسین علیه السلام  انسان را به معیّت و همراهی معصومین می رساند. از امام رضا علیه السلام  نقل شده است که ایشان می فرمایند: اگر کسی بر مصیبت ما بگرید، محزون باشد با ماست و در درجه ی ماست. با آفتاب بودن غیر از هم درجه ی آفتاب بودن است، البته منظور این نیست که انسان همسنگ معصوم می شود چون این شدنی نیست. انسان با معصوم علیه السلام  با حجاب های فراوانی روبه رو است. فرمودند: در روزی که همه ی چشم ها گریان هستند در روز حسرت و قیامت، این چشمانی که بر امام حسین علیه السلام  گریستند، گریان نخواهند بود.

در کتاب شریف کامل الزیارات آمده است: حضرت فرمودند: در روز قیامت گریه کنندگان بر امام حسین علیه السلام  در کنار حضرت قرار می گیرند و در ذیل امامت حضرت هستند. در آن محفل غرق در کرامت هستند.

بکاء بر سیدالشهدا علیه السلام  موجب احیای امر ولایت است. هم در قلب انسان احیا می‌شود و هم در جامعه. نتیجه ی این احیا این است که حضرت فرمودند: روزی که همه ی قلب ها می میرند قلب این آدم ها  نمی میرد و به یک حیاتی می رسند که هیچ عاملی موجب موت این حیات نمی شود. در معارف اهل بیت علیه السلام  آن چیزی که مایه ی حیات حقیقی و سرچشمه ی حیات است ولایت امام است.

قرآن کریم می فرماید: قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ ۳  بگو به من خبر دهید اگر آب [آشامیدنى] شما [به زمین] فرو رود چه کسى آب روان برایتان خواهد آورد.

در روایات، ذیل این عبارت امام رضا علیه السلام  می فرمایند: آبی که خدا در اختیار شما قرار داد اگر پنهان شد در زمین، چه کسی جز خداوند می تواند آب را در اختیار شما قرار دهد؟ آب و سرچشمه ی حیات آن بابی است که از سوی خداوند متعال به سوی توحید گشوده می شود. حقیقت توحید سرچشمه ی حیات است و اگر کسی به توحید راه پیدا کرد به سرچشمه ی حقیقی حیات راه پیدا کرده است.

می فرمایند: اگر می خواهید وارد خانه ها شوید از راه و باب آن وارد شوید مقصود از این باب وادی توحید است. خداوند ابوابی به روی توحید باز کرده است که فقط باید از آن راه ها وارد شد.

این عبارت در کافی شریف آمده است :  جَاءَ ابْنُ الْکَوَّاءِ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ- وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسِیماهُمْ فَقَالَ نَحْنُ عَلَى الْأَعْرَافِ نَعْرِفُ أَنْصَارَنَا بِسِیمَاهُمْ وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ الَّذِی لَا یُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِسَبِیلِ مَعْرِفَتِنَا وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ یُعَرِّفُنَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- یَوْمَ الْقِیَامَهِ عَلَى الصِّرَاطِ فَلَا یَدْخُلُ الْجَنَّهَ إِلَّا مَنْ عَرَفَنَا وَ عَرَفْنَاهُ وَ لَا یَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْکَرَنَا وَ أَنْکَرْنَاهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَوْ شَاءَ لَعَرَّفَ الْعِبَادَ نَفْسَهُ وَ لَکِنْ جَعَلَنَا أَبْوَابَهُ وَ صِرَاطَهُ وَ سَبِیلَهُ وَ الْوَجْهَ الَّذِی یُؤْتَى مِنْهُ فَمَنْ عَدَلَ عَنْ وَلَایَتِنَا أَوْ فَضَّلَ عَلَیْنَا غَیْرَنَا فَإِنَّهُمْ عَنِ الصِّراطِ لَناکِبُونَ فَلَا سَوَاءٌ مَنِ اعْتَصَمَ النَّاسُ بِهِ «۲» وَ لَا سَوَاءٌ حَیْثُ ذَهَبَ النَّاسُ إِلَى عُیُونٍ کَدِرَهٍ یُفْرَغُ بَعْضُهَا فِی بَعْضٍ وَ ذَهَبَ مَنْ ذَهَبَ إِلَیْنَا إِلَى عُیُونٍ صَافِیَهٍ تَجْرِی بِأَمْرِ رَبِّهَا لَا نَفَادَ لَهَا وَ لَا انْقِطَاعَ.

اگر باب توحید بسته شود و در غیب عالم قرار بگیرد چه کسی دیگر باب توحید را به سوی شما باز می کند؟ امام آن کلمه ی غیبی است که همه ی عوالم غیب را پشت سر گذاشته است و تنزّل پیدا کرده است به خانه های ما و با آمدن او باب توحید به روی ما گشوده شد. این سیر در معارف اهل بیت علیه السلام  بیان شده است و یک جا در زیارت جامعه است که اجمالأ به آن اشاره شده است که چگونه این باب به روی ما باز شده است.

مقام اول: أَنَّ أَرْوَاحَکُمْ وَ نُورَکُمْ وَ طِینَتَکُمْ وَاحِدَهٌ طَابَتْ

مقام دوم: أَنْوَارا فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ

در روایت است حضرت به حبیب فرمودند: در آن مقام که بودیم در اجسام نوری، گرد هم آمدیم و در عرش الهی به طواف مشغول بودیم در آنجا ملائکه شاگردی ما را کردند. پرسیدند: یا رسول الله شما قبل از خلقت آدم کجا بودید؟ فرمودند: ملائکه در اینجا شئون و تعالیم را از ما یاد گرفتند و در اینجا شاگردی کردند. این سیر در آیه ی نور به شکل دیگری توضیح داده شده است: اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۴  خدا نور آسمان‌ها و زمین است.

آدم اگر از اولولألباب شد می شود: الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ۵

انسان اگر به وادی امامت راه پیدا کرد خوابش هم ذکر محسوب می شود. امام بابی است به سوی خداوند متعال و سرچشمه ی نور و توحید است.

 

گریه بر سیدالشهدا احیاگر امر ولایت است مردم دو دسته هستند

طبق این آیه مردم دو دسته تقسیم می شوند؛ أ و من کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْکافِرینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ ۶  آیا کسی که مرده بود ، سپس او را زنده کردیم ، و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود ، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! این گونه برای کافران ، اعمال ( زشتی ) که انجام می دادند ، تزیین شده ( و زیبا جلوه کرده ) است.

در روایت آمده است کسی که به امام نرسد میت است. پس سرچشمه ی حیات در عالم، علم و معرفت و ولایت امام است لذا قلبی که نور امام در آن ظهور پیدا کند خورشید می‌شود.

اگر کسی وارد وادی اشک بر سیدالشهدا علیه السلام  شد، هم مقام تطهیر در انسان می آورد و هم مقام تسلیم و بعد از طی شدن این دو مقام وارد وادی توحید و حب و نورانیت می شود و کسی که به این وادی هم رسید میشود حیات انبیاء و اولیای خدا.

فرمودند: اگر یک نفر را زنده کنید همه را زنده کرده اید. مثل اینکه کسی دارد غرق می شود و شما جان خود را به خطر بیاندازی تا او را نجات دهی و ثواب احیای همه ی بندگان خداوند را می بریم. پرسیدند: اگر کسی که جهنمی است را وارد وادی امام بیاوریم چطور؟ گفتند: آن هایی که به امام وصل می شوند نفسشان مُحیی است. انسان اگر به امام متصل شد خودش می شود سرچشمه ی حیات و نفسش می شود مُحیی.

 

گریه بر سیدالشهدا احیاگر امر ولایت است درک مصیبت امام سجاد علیه السلام 

حضرت اباعبدالله علیه السلام تمام مقامات بلا را در کربلا طی کردند اگر می خواهید بدانید امام سجاد علیه السلام چقدر تحمل مصیبت کردند همین یک جمله از زیارت ناحیه مقدسه کافیست.

«فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ ، وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِک َ الْمَقْدُورُ ، وَ لَمْ أَکُنْ لِمَنْ حارَبَک َ مُحارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَک َ الْعَداوَهَ مُناصِباً ، فَلاََ نْدُبَنَّک َ صَباحاً وَ مَسآءً ، وَ لاََبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً ، حَسْرَهً عَلَیْک َ ، وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاک َ وَ تَلَهُّفاً ، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَهِ الْمُصابِ ، وَ غُصَّهِ الاِکْتِیابِ

اگرچه زمانه مرابه تأخیر انداخت، ومُقدَّرات الهى مرا از یارىِ تو بازداشت، و نبودم تاباآنانکه باتو جنگیدند بجنگم، و با کسانیکه با تو اظهار دشمنى کردند خصومت نمایم، (درعوض) صبح و شام برتو مویِه میکنم، و به جاى اشک براى تو خون گریه میکنم، ازروى حسرت و تأسّف و افسوس بر مصیبت هائى که بر تو وارد شد، تاجائى که از فرط اندوهِ مصیبت، وغم و غصّه شدّتِ حزن جان سپارم.»

لحظه ی آخر وقتی امام حسین علیه السلام برای سپردن ودایع دین به سوی امام سجاد علیه السلام آمدند، از حضرت نقل شده است پدرم وقتی آمدند در محاصره ی تیر ها بودند و نفس می کشیدند خون از زخم های بدن مبارکشان جاری می شد. آن کسی که حقیقت مصیبت سیدالشهدا علیه السلام را دریافته است امام سجاد علیه السلام هستند. مصیبت سید الشهدا علیه السلام به کربلا ختم نمی شود بلکه عهد حضرت با خداوند بیش از این است وقتی در گودی قتله گاه سیدالشهدا علیه السلام میگویند: خداوندا بلا نازل نشود. امام سجاد علیه السلام به همراه سیدالشهدا علیه السلام تمام مصیبت های عاشورا رادیدند و مصیبت حضرت را درک کردند.

***

شهیدی که ۳۱ سال روزه بود

۱۵۹۰۹۵۶۹۴۵

به گزارش عروج؛ درست در زمانی که شهرهای اروپایی تحت تاثیر اتفاقات تروریستی پاریس هستند و ترس از اقدامات تروریستی بعدی گروهک داعش تمام اروپا را در برگرفته است. کشورما در بطن منطقه جنگ زده خاورمیانه امنیتی را احساس می کند که شاید برای هر شهروندی آرزو باشد. حالا همه به خوبی می دانیم که این امنیت و آرامش را مدیون سرداران رشید اسلام و مدافعینی هستیم که خارج از مرزهای کشورمان مشغول جنگ با تروریست های تکفیری هستند تا ما در این روزها با آرامش کامل نفس عمیق بکشیم. سرداران و سربازانی که این روزها خبر شهادت مظلومانه شان را از لابه لای حاشیه های اخبار می خوانیم و به سوگ می نشینیم.

شهید حاج حمید تقوی فر ملقب به «ژنرال موخاکستری» یکی از سرداران جبهه مبارزه با جنایتکاران تکفیری دی ماه سال گذشته در مناطق عملیاتی سامرا به شهادت رسید. به این بهانه چند صباحی را با «پروین مرادی» همسر و «هدی تقوی فر» دختر شهید تقوی هم کلام شدیم تا از ۳۱ سال زندگی کنار این سردار بپرسیم.

عروسی ما در نمایش یک تئاتر بود

شهید تقوی و همسرش خانم مرادی دخترخاله و پسرخاله بودند. برای همین حاج حمید وقتی به ۲۰ سالگی رسید با دخترخاله ۱۵ ساله عقد کردند وبا یک مراسم عروسی ساده و عجیب به خانه بخت رفتند: «حاج حمید یکی از شرط های ازدواجش این بود که عروسی نگیریم که پر تکلف باشد. من هم موافقت کردم. آن زمان فرمانده سپاه اهواز آقای شمخانی بود. در سپاه آنجا یک تئاتری طنزی نمایش دادند که مرحوم حسین پناهی و حاج صادق آهنگران از بازیگرانش بودند. بعد هم از مهمانان یک پذیرایی مختصری کردند و این مراسم تبدیل به مراسم ازدواج یا عروسی ما شد. بعد از ازدواج دو هفته ای در روستای پدری حاج حمید زندگی کردیم. اما فاصله اهواز تا روستا زیاد بود و به خاطر مشغله حاج حمید ما به خود شهر اهواز نقل مکان کردیم.

گفت بیا برویم سنت شکنی کنیم

خانم مرادی می گوید که حاج حمید مرد روشنفکری بود به طوری که وقتی علاقه همسرش به هنر را دید او را به تبلیغات سپاه معرفی کرد: «در آنجا من و حسین پناهی و تعدادی از هنرمندان باهم نمایشنامه می نوشتیم و می خواندیم. من با همین پوشش چادر و مقنعه هم تئاتر کار می کردم. تئاترها در شهرهای مختلف خوزستان اجرا می شود و یادم هست به خاطر تئاتری به نام « شب شکست» روزنامه ها با ما مصاحبه کردند.  آن موقع ها خیلی از مردم با این کارها موافق نبودند. اما حاج حمید فکر بازی داشت. خیلی به روز و اهل تکنولوژی بود. اگر هم کسی به فعالیت های من در تئاتر اعتراضی می کرد یا می گفت خوبیت ندارد. اصلا اعتنا نمی کرد.

جالب است بدانید دو روز بعد از ازدواجمان به من گفت آماده شو می‌خواهیم به مسجد برویم. این موضوع برایم خیلی عجیب بود چون در آن روستا خانم ها اجازه نداشتند برای نماز خواندن به مسجد بروم. وقتی از ایشان موضوع را جویا شدم گفتند بیا برویم سنت شکنی کنیم. در مسجد هم حتی مرا به دوستانش معرفی کرد و گفت همسرم خیلی ذوق هنری دارد. ما باید برای برای خانم های روستا برنامه های فرهنگی هنری بگذاریم. همسرم هم می تواند در این کارها کمک کند.»

شهیدی که ۳۱ سال روزه بود

عقیده داشت دختر باید در اجتماع باشد

«هدی» یکی از چهار دختر شهید تقوی فر هم می گوید پدرش مدافع سرسخت درس خواندن دخترها و حضورشان در اجتماع بوده آنقدر که به دخترها توصیه می کرده که پزشکی بخوانند و حتی حاضر است فرش زیر پایشان را به خاطر تحصیل‌شان بفروشد: «خواهر بزرگترم در حال گرفتن دکترای الهیات است. دیگری که مامایی خوانده و یکی دیگر از خواهرها که ازدواج کرده است مدرک بین المللی آشپزی دارد. من هم به نویسندگی علاقه داشتم و پدرم کمک کرد کتابم را در سال ۹۱ چاپ کنم.»

هدی می گوید پدرش شخصیت شوخ و مهربانی داشت و همیشه سعی می کرد حرف های تمام جریان های سیاسی را بشنود: «هر روز روزنامه می خرید و روزنامه تمام جریان های سیاسی را با دقت می خواند. آنقدر که من گاهی تعجب می کردم. با خودم می گفتم بابای من نظامی است. قاعدتا باید روزنامه های جناح راستی بخواند پس این روزنامه ها را برای چی خریده؟ خودش همیشه می گفت باید همه حرف ها را شنید بعد تصمیم گرفت. همیشه هم رای های انتخاباتی اش مخفی بود. اصلا هم کار نداشت توی خانه کی به چه کسی رای می دهد. هیچ وقت هم از کسی چیزی نمی پرسید. خصلتش این بود برای رای گیری هم صبح زود و اول وقت رای بدهد.»

شهیدی که ۳۱ سال روزه بود

حاج حمید ۳۱ سال روزه بود

نظامی بودن حاج حمید انگار هیچ تاثیری روی رفتارش در خانه نداشته است. همسر و دختر خانم مرادی کنار اشکی که لابه لای همه حرف هایشان می ریزند از شهید خاطرات شیرینی هم دارند که خنده شان می گیرند. خانم مرادی می گوید: « حاج حمید خیلی شوخ طبع بود. آنقدر که گاهی مرا کلافه می کرد. وقتی هم که این کلافگی را به او می گفتم بازهم با شوخی جوابم را می داد. خیلی هم به رنگ سبز علاقه داشت. از اول ازدواجمان هرچیزی می خواست برای من بخرد سبز می خرید. این آخری ها می گفتم سن و سالی از من گذشته است اما گوش نمی داد. تیره پوشیدن را دوست نداشت. ۱۰ روز محرم را مشکی می پوشید و بعد از آن در می آورد»

حالا هدی ادامه می دهد: « اصلا از رنگ های تیره خوشش نمی آمد. هر زمان هم ما لباس یا روسری مشکی می خریدیم شاکی می شد و می گفت روشن بپوشید. هیچ وقت دوست نداشت زیاد خانه بمانیم. مدام تشویق می کرد که فعالیت های بیرون از خانه داشته باشیم و می گفت در اجتماع باشید. شب ها وقتی می خواست بخوابد با شوخی می گفت: « من می روم به ملکوت اعلا بپیوندم. نامه ای چیزی دارید بدید برسانم.» کلا پدرم خصلت های عجیبی داشت. از شهادت پدرش ۳۱ سال به جز روزهای حرام را روزه گرفته بود. روزهایی که روزه نبود بعد از خوردن ناهار معده اش اذیت می شد. طوری که می گفت مثل اینکه من باید همیشه روزه باشم.»

هیچ وقت فکر نمی کردیم شهید شود

خانم مرادی می گوید با اینکه همسرش نظامی بود و در همه میدان های جنگی حضورداشت هیچ وقت فکر نمی کرد که روزی شهید شود  و همیشه به برگشتنش اطمینان کامل داشته است: « با اینکه در سفر آخری که به تهران برگشته بود تیرخورده بود. هیچ وقت فکر نمی کردیم روزی این کوه پشت سرمان نباشد. یکبار معترض شدم و گفتم این زخمی شدن یک هشدار است بگذارید عراقی ها خودشان برای کشورشان بجنگند که حاج حمید خیلی ناراحت شد وگفت این جنگ کشور با کشور نیست و جنگ اسلام است. اگر ما نرویم بجنگیم فردا این جنگ به ایران می آید و ناموس خودمان به خطر می افتد.»

حالا خانم مرادی شروع می کند از روزی که خبر شهادت را به او رساندند می گوید. خاطره تلخی که هدی را حسابی به گریه می اندازد: «خیلی از دوستانی که ما خیلی وقت بود خبرنداشتیم زنگ می زدند و احوال حاج حمید را می پرسیدند. برای بچه ها سوال شده بود این دوستان که خیلی وقت از آنها خبری نبود. برای چی تماس گرفتند. برای همین تعجب کردیم. ما شب قبل هم با حاج حمید تلفنی صحبت کرده بودیم. در این تماس هم خیلی گفتند و خندیدند و با تک تک بچه ها حرف زدند. وقتی دوستان حاج حمید فرداسش تماس گرفتند و حالش را می پرسیدند من به استناد شب قبل می گفتم خدا رو شکر خیلی خوب است. آنها هم وقتی دیدند من خبر ندارم. چیزی نمی گفتند و قطع کردند. بچه ها مشکوک شدند. تا اینکه یک پیامک از طرف یکی از همسران شهدای دفاع مقدس برای من آمد که شهادت سردار رشید اسلام حاج حمید تقوی را به خانواده تسلیت عرض می کنم. باور نکردم. به دوست حاج حمید سردار فروزنده تماس گرفتم که گفتند که بله ما شنیدیم که حاج حمید در عملیات از ناحیه پا مجروح شدند. تا اینکه یک نفر از بچه های حاج حمید گفت حاج خانم سردار با تعداد دیگری از بچه ها در حال آمدن به منزل شما هستند. از همین حرف من فهمیدم که بحث مجروحیت نیست و بحث شهادت است. وقتی این حرف را از آیفون خانه شنیدم دیگر نتوانستم تکان بخورم و فقط نشستم و گریه کردیم.»

شهادت حاج حمید تقوی فر یا شاید اولین خبررسمی از شهادت سرداران سپاه اسلام در مناطق درگیری با تروریست ها بود که توسط بسیاری از شبکه های ماهواره ای هم پوشش داده شد. حالا حاج حمید ۱۰ ماه است که شهید شده است. اما شب های زیادی به خواب خانواده اش می آید و یک جمله را تکرار می کند: « من زنده ام و هوایتان را دارم»

عطیه همتی

***

اشعار حماسی در واکنش به جنایات گروه داعش در عراق

بسته پیامکی اشعار حماسی (سبک رزمی بزمی) مدافعان حرم

بیشتر این واکنش ها حاوی تک بیت ها و جملات کوتاه اعتراضی مردم به تهدید های گروهک تروریستی داعش برای هتک حرمت به حرم اهل بیت (ع) بود. مضمون آنها هم از نگرانی برای حرم امام حسین(ع) تا واکنش های حماسی فراگیر بود:

باید این شهر به آرامش خود برگردد / که شب جمعه حرم روضه ی مادر دارد

‫سرمان هم برود باز محال است جهان / توی تاریخ ببینند حرم ات فتح شده

عید است تمام شهر شادند ولی / نوکر نگران حرم ارباب است

‫قسمت شود به نیت شش ماه ات حسین / تنها به قصد حنجرشان ماشه می کشیم

از برای حرم ات این دل من آشوب است / نکند سنگ به پیشانی گنبد بزنند…

‫به گمانم در باغ «به فدای تو شدن» باز شده‌ست / جان زهرا نکند نام مرا خط بزنی اربابم

‫شیعه آماده جنگ است که دیدن دارد / چند روزی است سرم میل بریدن دارد

‫کفتار ها به گرد حرم زوزه می کشند / باشد زمان غرش شیران حیدری …

ما از سبوی شاه دین مجنون و مستیم / برگـــرد تا ســـــــربند یــــا زهرا نبستیم

‫تحت فرمان ابالفضلیم و ارتش می شویم/ با مدد از مادرش کابوس داعش می شویم

وقتش شده پس از به سرو سینه ها زدن/ سینه سپر کنیم و برای تو سر دهیم

‫فتاده در سر ما عجیب میل زیارت/ عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

جنگ در اطراف زینب داشت بالا می گرفت/ گوش دشمن را کشید عباس آوردش عراق

گر پای گذارند به صحن زینب / والله زمانه را به هم میریزیم

*

ما را مدافعان حرم آفریده اند

برخی هم دست به کار شدند و در مدح اهل بیت اشعاری سرودند و آنها را در صفحات مجازی و شبکه های اجتماعی منتشر کردند. بیشتر این شعرها هم بدون نام بردن از خالق شعر، دست به دست می شوند:

*

کلنا عباسک یا زینب

ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند

یک موج از تلاطم یم آفریده‌اند

ما را فدائیان پسرهای فاطمه

ما را شهید میر و علم آفریده‌اند

ما را به اعتبار عنایات فاطمه

گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند

بهر بریدن سر اولاد عمروعاص

در جان ما غرور و غژم آفریده‌اند

هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید

زین روز شیعه عده کم آفریده‌اند

دجال ها و حرمله ها را مهاجم …

… ما را ” مدافعان حرم ” آفریده‌اند

*

سید علی خامنه ای پیر عشق گفت

فریاد را علیه ستم آفریده اند

*

بیشتر این شعر ها نشان از آمادگی مسلمانان برای مبارزه با گروهک های تکفیری و تروریستی متجاوز را دارد.

*

ذوالفقار حیدریم یکباره طوفان می کنیم

پایگاه کفر را با خاک یکسان می کنیم

خدشه ای وارد شود بر مرقد آل علی

کربلا را تا مدینه بیت الاحزان می کنیم

*
‫‫چند دوبیتی هم با مضمون مشخص کردن خط قرمز شیعیان و خط و نشان کشیدن برای داعش و تکفیری ها منتشر شد:

*

با حب علی مرتضی می آییم

با شور ذبیح بالقفا می آییم

ولله اگر سید علی اذن دهد

با کل قوا به کربلا می آییم

*

ای وای اگر پا به حرم بگذاری

یک تکه ز دیوار حرم برداری

شیعه به بین الحرمین حساس است

گفتم که به گوش سگیت بسپاری

*

‫خروش شیعه رعد آسمانی است

نفس هایش همه آتش فشانی است

نگاه چپ کنی بر قبر عباس (ع)

خودش آغاز یک جنگ جهانی است …

*

با نام تو عرش را به هم می ریزیم

طرحی به زبان محتشم می ریزیم

گرپای حرامیان به صحنت برسد

خون پای ورودی حرم می ریزیم

*

داعش بترس از این همه گرد و غبارها

اصلا به تو نیامده این گونه کارها

داعش بترس رحم به حالت نمی کنیم

داعش بترس از عجم از نیزه دارها

*

شیعه زیر بیرق مهدی فقط سازش کند

یک دل و واحد سپاهی خوب آرایش کند

با عنایات ولی امرمان صاحب زمان(عج)

ضرب شستی را نثار لشکر داعش کند

*

در سینه شراره های غم میریزیم

خون، پای ورودی حرم میریزیم

گر پا بگذارید به صحن زینب

والله زمانه را بهم میریزیم

ما جلوه ای از یک غضب عباسیم

بر حرمت ناموس خدا حساسیم

زینب این بار خودش کرب وبلایی دارد

دشنه و راس نی و تشت طلایی دارد

سوریه گر که شده کرب وبلا باکی نیست

جنگ در زینبیه حال و هوایی دارد

شاه بیت غزل زینبیه عباس است

نام او بر همه آلام دوایی دارد

*

بر اهل حرم اگر جسارت بشود/ این قافله گر دوباره غارت بشود

یک تن ز یزیدیان نماند در شام/ بر لشگر حق اگر اشارت بشود

*

با یاد دمشق غرق غم می باشم

در بین همین نوحه و دم می باشم

با پرچم سرخ یا اباعبدالله

سرباز مدافع حرم می باشم

لعنت الله علی من عاداک یا زینب

*

دیرگاهیست گلو بغض مکرر دارد / چند روزیست قلم حالت نشتر دارد

کوفیان داعیه ی مسجد و منبر دارند / عمر سعد زمان٬ وسوسه ی زر دارد

یادمان هست٬ اجداد شما٬کرب بلا… / شیعه از تیغ شما داغ به پیکر دارد

بی سبب نیست که از شام٬ عراق آمده اید / حضرت عمه ی سادات٬ برادر دارد

و شما کمتر از آنید٬ حسین تیغ کشد / کمتر از آنکه علمدار علم بردارد

ما جوانان بنی فاطمی اربابیم / بی حیا!عمه ی ما مالک اشتر دارد

ایل ما ایل عجم هاست که یک کودک ما / جگری با جگر شیر برابر دارد

اینکه ما دست به شمشیر و زره ایستادیم / سبب این است که این طایفه رهبر دارد

نه عراق است و نه سوریه خیالت راحت / کشور ضامن آهوست،بزرگتر دارد

وای اگر گرد و غباری به حرم بنشیند / تیغ ما شوق٬ به انداختن سر دارد

باید این شهر به آرامش خود برگردد / که شب جمعه حرم روضه ی مادر دارد

*
اگر چه عشق هنوز از سرم نیفتاده
ولی مسـیر مـن و او به هم نیفتاده

به خواب سخت فرو رفته پای همت من
وگـرنـه اسـم کسـی از قـلـم نـیـفـتـاده

به غیر، کار ندارم به خویش میگویم
چرا هنوز به ابرویت  خم نیفتاده ؟!

بقیع شاهد زنده ، شبیه سامرا
که اتفاق از این دست کم نیفتاده

بماند اینکه به آن قوم رحم کرده حسین
هـنـوز سـفـره ی شـاه از کـرم نـیـفتاده

بماند اینکه چه خمپاره ها که آمده است
ولـی به حـُرمـت او در حـَرم نـیـفـتـاده

گذار پوست به دباغخانه می افتد
هنوز کار به دست عجم نیفتاده

اگـر کـه پرچم عباس ، روی گنبد رفـت
سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده

سه ساله خواست بگوید که دختر علیست
هـنـوز قـیـمـت تـیـغ دو دم ، نـیـفـتـاده !

*
ما شیعه حیدریم و سرافرازیم

دل به عشق آل فاطمه میبازیم

فرمانده لشکری ما عباس است

در ارتش او تا به ابد سربازیم

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

ما به بارگاه اهلبیت می نازیم

از صحن رقیه تا حریم زینب

بین الحرمین دیگری میسازیم

*

منبع: اشعار در وصف شهدای مدافع حرم پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام | پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام