بسم الله الرحمن الرحیم
یا اَبَا الْحَسَنِ یا عَلِىَّ بْنَ مُوسى اَیُّهَا الرِّضا یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّهَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ
***
این طرح رو یکی از دوستان بنده دادند برای بانشر .
***
پیش نمایش طرح ( کلیک کنید )
***
به انضمام :
عنایات امام رضا(علیه السلام) به یک عالم بزرگ
آنچه در پی میخوانید اظهارات فرزند این مرجع تقلید میباشد .
تولد مرحوم والد با عنایت امام رضا(علیه السلام) بوده است. (پدر مرحوم والد) چهار دختر داشت و برای او فرزند پسری به دنیا نمیآمد. لذا، نذر میکند که از روستای گوگد گلپایگان پیاده به مشهد مشرف شوند و در مشهد از حضرت امام رضا(علیه السلام) درخواست میکنند که از خدا بخواهند خداوند به او اولاد پسر عنایت کنند. بعد از برگشتن از مشهد، خواهر مرحوم والد، در عالم رؤیا میبیند، امام رضا و امام جواد(علیهماالسلام) به منزل پدرشان تشریف آوردند.
امام رضا(علیه السلام) در آنجا ماندند و امام جواد(علیه السلام) رفتند. عمه جریان خواب را برای پدرشان نقل میکند و پدربزرگ این گونه تعبییر میکنند خداوند دو پسر به نام رضا و تقی به ما عنایت میکند. رضا خواهد ماند و تقی به رحمت خدا خواهد رفت. همین طور هم شد. محمد تقی پسر دوم خانواده، سر زایمان به همراه مادرش به رحمت خدا میروند، در حالی که مرحوم والد، سه سال بیشتر نداشتند.
تولد مرحوم آیت الله گلپایگانی نیز مصادف با ایام تولد امام رضا(علیه السلام) هشتم ذی القعده و تولد امام رضا(علیه السلام) یازدهم ذیالقعده میباشد.
یک شب میهمان حرم
پدرم نقل میکردند؛ زمان پهلوی اول، به مشهد مشرف شدم در آن وقت، زن و مرد در حرم امام رضا(علیه السلام) با هم زیارت میکردند. من هم در آن ایام زمستانی، به حرم مشرف شدم. خدمت امام رضا(علیه السلام) عرض کردم، من هم دوست دارم که بیایم و ضریح را برای تبرک ببوسم, ولی به خاطر این که با نامحرم برخورد نکنم، معذور هستم و جلو نمیآیم والا این طور نیست که بی ادبی کرده باشم. اگر شما یک طوری صلاح بدانید، خودتان موقعیتی فراهم آورید تا بتوانم ضریح را ببوسم. آن شب زمستانی که من قبل از مغرب به حرم مشرف شده و مشغول دعا و زیارت بودم، در آن زمان درب حرم را میبستند در حین انجام اعمال و زیارت، کم کم خدام حرم، زائرین را خارج میکردند و درب حرم را بستند. ولی کسی به من نگفت از حرم خارج شو! من همانطور که سجادهام پهن بود، مشغول دعا و زیارت بودم. وقتی همه زوار رفتند و درها بسته شد، سجاده را کنار ضریح گذاشتم، مرحوم والد ادامه دادند: « آن شب هر چه از حضرت خواستم به من عنایت شد» وقت مناجات صبح که شد، مسئول حرم وارد شد.
وقتی مرا دید، با تعجب پرسید، شما کجا بودید؟ از کی اینجا هستید؟ مگر «شما رمز شب دارید»؟ گفتم:نه. «گفت با اجازه چه کسی اینجا ماندید»؟. اشاره به قبر مطهر کردم، گفتم با اجازه آقا. گفت از چه وقت حضور داشتی؟ گفتم از اول شب. گفت چرا بیرون نرفتید؟ گفتم کسی به من نگفت بیرون برو! چه جایی از این جا بهتر.
مسئول حرم خیلی تعجب کرد و گفت: من چهل سال در این آستان مقدس خادم هستم، تا الآن چنین اتفاقی نیافتاده است. اگر مسئولان حرم بفهمند، هم مسئول شیفت قبلی و هم مرا توبیخ خواهند کرد. من از شما خواهش میکنم شما از در پشتی خارج شده، تجدید وضو کرده و دوباره از در اصلی وارد حرم شوید تا ما به زحمت نیافتیم. مرحوم والد گفتند: عجیب این که در آن شب زمستانی، اصلا در طول ده الی دوازده ساعت، احتیاج به تجدید وضو پیدا نکردم.
تا آیت الله گلپایگانی نیایند درب حرم باز نمیشود!
هنگامی که آیتالله گلپایگانی به حرم امام رضا(علیه السلام) مشرف میشدند، مردم برای دیدن ایشان هجوم میآوردند. گاهی اوقات نماز افرادی که مشغول نماز خواندن بودند، به هم میخورد … .
این خبر به گوش آقا رسید و ایشان به این نتیجه رسیدند، چون آمدنشان به حرم باعث زحمت زائران خواهد شد، فعلاً به حرم نروند.
فردای آن روز، میخواستند حرم را شستوشو دهند. شخصی به نام آقای خوشزبان که رئیس خدام بود، بعد از نماز صبح تماس گرفت و گفت: ما درهای حرم را برای شستوشو بستهایم، اگر آقا میخواهند حرم مشرف شوند، بفرمایند. مرحوم والد گفتند: دیروز به حرم مشرف شدم و فعلاً تصمیمی برای تشرف ندارم.
دوباره آقای خوشزبان تماس گرفت و گفت: تا آیتالله گلپایگانی به حرم تشریف نیاورند، درب حرم را باز نمیکنیم. نمیدانم به چه علت چنین حرفی میزد، آیا خوابی دیده بود و یا مسئله طور دیگری بوده است. به هر حال مرحوم والد برای شستوشو به حرم مشرف شدند.
وسایل سفرم را آماده کنید
آقای سید محمد علی روحانی، معبر خواب که الآن نیز در مسجد امام حسن عسکری(علیه السلام) اقامه نماز دارد، میگوید: هر وقت من آیتالله گلپایگانی را در خواب ببینم، یقین دارم که به مشهد مشرف میشوم. گاهی اوقات نیز هیچ گونه مقدمه و تصمیمی وجود نداشت، شب میخوابیدم و صبح به خانوادهام میگفتم: وسایل رفتن به مشهد برای من فراهم شده است. سؤال میکردند: از کجا میگویید؟ میگفتم: دیشب آیتالله گلپایگانی را خواب دیدهام.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
منبع : شیعه نیوز
***
فضائل و مناقب امام رضا ( علیه السلام)
فضایل و مناقب آن حضرت بسیار است و در کتابهای حدیث و تاریخ ذکر شده . یافعی در مرآه الجنان گوید : در سال ۲۰۳امام بزرگوار و عظیم الشأن ، سلاله سروران بزرگ ، ابوالحسن علی بن موسی الکاظم یکی از ائمه دوازده گانه صاحبان مناقب که امامیه خود را بدیشان منسوب می سازند و بنای مذهب خود را بر آنان اقتصار می کنند ، در گذشت . با توجه به آنچه که در زندگی امام صادق ( ع ) گفتیم مبنی بر آن که امامان همگی کامل ترین مردم زمان خویش بوده اند تنها به ذکر گوشه ای از مناقب و فضایل آن حضرت اکتفامی کنیم چرا که بازگفتن تمام مناقب آن بزرگوار
بس مشکل ودشوار است :
نخست ، علم : قبلا از ابراهیم بن عباس صولی نقل کردم که گفت : ندیدم از رضا ( ع ) پرسشی شود که او پاسخ آن را نداند . هیچ کس را نسبت بدانچه در عهد و روزگارش می گذشت داناتر از او ندیدم . مأمون او را بارها با پرسش درباره چیزهایی می آزمود اما امام به وی پاسخ کامل می داد و در پاسخش به آیاتی از قرآن مجید تمثل می جست . در اعلام الوری از ابو صلب عبد السلام بن صالح هروی نقل شده است که گفت : هیچ کس راداتاتر از علی بن موسی الرضا ندیدم و هیچ دانشمندی را ندیدم که درباره آن حضرت جز شهادتی که من می دهم ، بدهد . مأمون در یکی از
مجالس خود تعدادی از علمای ادیان و فقهای اسلام و متکلمان را جمع کرده بود . پس امام در بحث و مناظره بر همه آنان چیره شد به گونه ای که هیچ کس نبود جز آن که بر فضل امام رضا ( ع ) و کوتاهی خود اعتراف کردند . از خود آن حضرت شنیدم که می فرمود : در روضه می نشستم و علما در مدینه بسیار بودند . چون یکی از ایشان در حل مسأله ای عاجز می ماند همگی برای حل آن مرا پیشنهاد می کردند و مسایل خود را به نزد من می فرستادند و من نیز آنها را پاسخ می دادم . ابو صلت گوید : محمد بن اسحاق بن موسی بن جعفر از پدرش از موسی بن جعفر برایم حدیث کرد که آن حضرت همواره به فرزندانش می فرمود : این برادر شما علی بن موسی دانای خاندان محمد ( ص ) است . پس درباره ادیان خویش از او بپرسید و آنچه می گوید به خاطر سپارید . ابن شهر آشوب در مناقب به نقل از کتاب الجلاء و الشفاء نقل می کند که محمد بن عیسی یقطینی گفت : چون مردم در کار ابوالحسن رضا ( ع ) اختلاف کردند من مسائلی که از آن حضرت پرسش شده بود ، گرد آوردم که شمار آنها هجده هزار مسأله بود .
شیخ طوسی در کتاب الغیبه از حمیری از یقطینی مانند این روایت را نقل کرده است جز آن که در روایت شیخ رقم پانزده هزار مسأله آمده است .
در مناقب آمده است : ابو جعفر قیمی در عیون اخبار الرضا ذکر کرده است که : مأمون دانشمندان دیگر ادیان را همچون جاثلیق و رأس الجالوت و سران صابک ین را مانند عمران صابی و هریذ اکبر و پیروان زردشت و نطاس رومی و متکلمانی مانند سلیمان مروزی را جمع می کرد و آنگاه رضا ( ع ) را نیز احضار می کرد . آنان از امام پرسش می کردند و آن حضرت یکی پس از دیگری آنان را شکست می داد .
مأمون داناترین خلیفه بنی عباس بود اما با این وصف گاه از روی اضطرار تسلیم حضرت می شد تا آن که وی را ولی عهد و همسر دختر خویش کند .
***
زیارت امام رضا (ع) ، پوستر زیارت امام رضا (ع) ، بنر زیارت امام رضا (ع) ، طرح زیارت امام رضا (ع)





دیدگاه کاربران ...
تعداد دیدگاه : 0
جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.